==خاطرات==
به خاطردارم بعد از اینکه برادر بزرگترش مجید شهید شده بود ، فرمانده اش به پسرم سعید گفته بود : تو برو تشییع برادرت و دیگر لازم نیست به جبهه بیایی، سعید به حرف نکرده بود و گفته بود که برادرم مجید راه خودش را رفته من راه خودم را می روم . تا اینکه با اصرار و پافشاری فراوان در عملیات والفجر 3 شرکت می کند، تقریباً نزدیکیهای ظهر بود که در جبهه مهران ایشان سرگرم خنثی کردن مین بودند ناگهان یکی از مین ها منفجر می شود و همانجا به درجه رفیع و والای شهادت نائل می گردد . روحش شاد و راهش پر رهرو . منبع : سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11043سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references/>