|یگانهای خدمت = سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
|طول خدمت = 41سال
|درجه = سرلشکر پاسدارسپهبد
|سمتها = فرمانده سپاه قدس
|جنگها = [[ایران وعراق]] ،[[داعش وسوریه]] ،[[داعش وعراق]]
* 1365 شرکت در عملیات کربلای4و5
* 1360 جانبازی در عملیات طریق القدس
* 1376 فرماندهی نیروی قدس سپاهان سپاه
* 1389 اخذ درجه سر لشگری
* 1390 کمک راهبردی به جریان مقاومت اسلامی
بعد از قرائت فاتحه به منزل پدری ایشان رفتیم. برایمان از جایگاه و حرمت مادر صحبت کرد و گفت: این مطلبی را که میگویم جایی منتشر نکنید. گفت: همیشه دلم میخواست کف پای مادرم را ببوسم ولی نمیدانم چرا این توفیق نصیبم نمیشد. آخرین بار قبل از مرگ مادرم که اینجا آمدم، بالاخره سعادت پیدا کردم و کف پای مادرم را بوسیدم. با خودم فکر میکردم حتماً رفتنیام که خدا توفیق داد و این حاجتم برآورده شد.
سردار در حالی که اشک جاری شده بر گونههایش را پاک میکرد، گفت: نمیدانستم دیگر این پاهای خسته را نخواهم دید تا فرصت بوسیدن داشته باشم.<ref>[https://www.khabaronline.ir/news/1338501 خبر آنلاین]</ref>
• پیشگویی ۱۴ سال پیش رهبر انقلاب از قدرت شفاعت حاج قاسم .
در منزل شهید محمدرضا عظیم پور در سال ۱۳۸۴
داماد بزرگ خانواده، جواد روحاللهی، از رهبر انقلاب درخواست میکند: که انشاءالله فردای قیامت همه ما را که اینجا هستیم شفاعت کنید.
امام خامنهای میگویند: ما چهکارهایم که شما را شفاعت کنیم؟
پدر و مادر شهید باید من و شما را شفاعت کند.
ما سعادتمان به این است و آرزویمان به این است مشمول شفاعت خوبانی از قبیل: این شهدا و امثال اینها باشیم.
بعد رهبر انقلاب خم میشوند و با نگاهی به حاج قاسم سلیمانی میگویند: این آقای حاج قاسم هم از آنهاییست که شفاعت میکند انشاءالله....
حاج قاسم سلیمانی سر پایین میاندازد و با دو دست صورتش را میپوشاند.
بله! از ایشان قول بگیرید، به شرطی که زیر قولشان نزنند!
همه میخندند، همه به جز سردار سلیمانی که خجالتزده سر به زیر انداخته.
رهبر انقلاب ادامه می دهند : چون امکانات ایشان، امکانات قول دادن و شفاعت کردنشان، الان خیلی خوب است.(یعنی حالت مجاهدت او در جهاد اصغر و اکبر) اگر همین را بتوانند نگه بدارند، مثل همین چهل، پنجاه سالی که نگه داشتهاند؛ خیلی خوب است.
این هم یک هنریست که ایشان دارند...
بعضیها خیال میکنند که در دوره پیشرفته و سازندگی و توسعه و نمیدانم فلان و فلان، دیگر باید آن قید و بندهایی که اول کار داشت را رها کنند. نفهمیدند که هر دوره ای که عوض میشود، تکلیفها و نوع مجاهدت عوض میشود؛ اما روحیه مجاهدتی که آن روز بوده، آن نباید عوض بشود. روحیه مجاهدت اگر عوض شد، آدم میشود مثل آدمهایی که وقتی جنگ بود، در خانههایشان پای تلویزیون نشسته بودند فیلم خارجی تماشا میکردند.))
لحظاتی سکوت میشود و جمعیت حاضر به فکر میروند.
جواد روحاللهی [داماد خانواده]میگوید:
چند ماه بعد از آن دیدار، ماه رمضان، در مراسم افطاری هرساله حاج قاسم به بچه های جبهه و جنگ همان جلویِ در از ایشان قول شفاعت خواستم. حاجی میخواست دست به سرم کند، که گفتم: حاجی! والله اگر قول ندهی، داد میزنم و به همه مهمانها میگویم آقا درباره تو آن روز چه گفتند؟ حاج قاسم که دید اوضاع ناجور میشود؛ گفت: باشد، قول میدهم؛ فقط صدایش را در نیاور!<ref>کتاب «کریمانه» انتشارات صهبا نشر</ref>
دختر شهیدمدافع حرم محرابی نقل میکنند؛ روزی که سردار به منزل ماآمده بودند؛ازایشون خواستم به اتاق من بیایند قبول کرند ، وقتی اومدن تو اتاق عکس شهید حاج عماد و جهاد مغنیه را برداشتم وگفتم برام امضا کنید، با حسرت نگاه به عکس کردند و با حسرت هرچه تمامتر گفتند:حاج عماد ،جهاد مغنیه ،من دو دقیقه قبل از شهادت پیششون بودم.چقدر خوب به شهادت رسیدند. دشمنا حتی جرات نداشتند رودر روشون بایستند خیلی خوب شهید شدند وبعد با حسرت به من وفاطمه نگاه کرد وگفت برا شهادت من دعا کنید ،امروز عرفه است من به طمع شهات آمده ام مشهد.
اینجا من بهشون گفتم رهبر به شما لقب شهید زنده دادند.گفتند:خودت میگی لقب من تاشهادت را نگیرم دست بردار نیستم. هرکس تو این سالهای جنگ شهادت رو نتونسته بگیره امروز باید بگیره ،امروز شهادت نامه امضا می شه.<ref>کانال خبری 2030</ref>
==وصیت نامه==
همسرم، وصیتنامه الهی سیاسی شهید سپهبد قاسم سلیمانیبسم الله الرحمن الرحیمشهادت میدهم به اصول دیناشهد أن لا اله االا الله و اشهد أ ا ن محمدًا رسول الله و اشهد أ ا ن امیرالمؤمنین علیبنابیطالب و اولادهالمعصومین اثنیعشر ائمتنا و معصومیننا حجج الله.شهادت میدهم که قیامت حق است. قرآن حق است. بهشت و جه ا نم حق است. سؤال و جوابحق است. معاد، عدل، امامت، نباوت حق است.خدایا! تو را سپاس میگویم بخاطر نعمتهایتخداوندا ! تو را سپاس که مرا صلب به صلب، قرن به قرن، از صلبی به صلبی منتقل کردی و در زمانیاجازه ظهور و وجود دادی که امکان درک یکی از برجستهترین اولیائت را که قرین و قریب معصومیناست، عبد صالحت خمینی کبیر را درک کنم و سرباز رکاب او شوم. اگر توفیق صحابه رسول اعظمتمحمد مصطفی را نداشتم و اگر بیبهره بودم از دوره مظلومیت علیبنابیطالب و فرزندان معصوم ومظلومش، مرا در همان راهی قرار دادی که آنها در همان مسیر، جان خود را که جان جهان و خلقتبود، تقدیم کردند.خداوندا ! تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز، مرا در مسیر عبد صالح دیگری کهمظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تش ا یع و ایران و جهان سیاسیاسلام است، خامنهای عزیز که جانم فدایِ جان او باد قرار دادی. پروردگارا ! تو را سپاس که مرا با بهترین بندگانت در هم آمیختیو درک بوسه بر گونههای بهشتی آنان و استشمام بوی عطر الهی آنان را یعنی مجاهدین و شهدای این راه به من جای قبرم ارزانی داشتی.خداوندا ! ای قادر عزیز و ای رحمان ر ازاق، پیشانی شکر شرم بر آستانت میسایم که مرا در مسیر فاطمهاطهر و فرزندانش در مذهب تش ا یع عطر حقیقی اسلام قرار دادی و مرا از اشک بر فرزندان علیبنابیطالب و فاطمه اطهر بهرهمند نمودی؛ چه نعمت عظمایی که بالاترین و ارزشمندترین نعمتهایتاست؛ نعمتی که در آن نور است، معنویت، بیقراری که در درون خود بالاترین قرارها را دارد، غمیکه آرامش و معنویت دارد.خداوندا ! تو را سپاس که مرا از پدر و مادر فقیر، اما متداین و عاشق اهلبیت و پیوسته در مزار مسیر پاکیبهرهمند نمودی. از تو عاجزانه میخواهم آنها را در بهشتت و با اولیائت قرین کنی و مرا در عالم آخرتاز درک محضرشان بهرهمند فرما.خدایا! به عفو تو امید دارمای خدای عزیز و ای خالق حکیم بیهمتا ! دستم خالی است و کولهپشتی سفرم خالی، من بدونبرگ و توشهای به امید ضیافتِ عفو و کرم تو میآیم. من توشهای برنگرفتهام؛ چون فقیر ]را[ در نزد کریمچه حاجتی است به توشه و برگ؟!سارُق، چارُقم پر است از امید به تو و فضل و کرَم تو؛ همراه خود دو چشم بسته آوردهام که ثروت آن درکنار همه ناپاکیها، یک ذخیره ارزشمند دارد و آن گوهر اشک بر حسین فاطمه است؛ گوهر اشک براهلبیت است؛ گوهر اشک دفاع از مظلوم، یتیم، دفاع از محصورِ مظلوم در چنگ ظالم. خداوندا ! در دستان من چیزی نیست؛ نه برای عرضه ]چیزی دارند[ و نه قدرت دفاع دارند، اما دردستانم چیزی را ذخیره کردهام که به این ذخیره امید دارم و آن روان بودن پیوسته به سمت تو است.وقتی آنها را به سمتت بلند کردم، وقتی آنها را برایت بر زمین و زانو گذاردم، وقتی سلاح را برای دفاع ازدینت به دست گرفتم؛ اینها ثروتِ دست من است که امید دارم قبول کرده باشی. خداوندا ! پاهایمسست است. رمق ندارد. جرأت عبور از پلی که از جه ا نم عبور میکند، ندارد. من در پل عادی همپاهایم میلرزد، وای بر من و صراط تو که از مو نازکتر است و از شمشیر برندهتر؛ اما یک امیدی به مننوید میدهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم. من با این پاها در حَرَمت پا گذاردهام و دورِ خانهات چرخیدهام و در حرم اولیائت در بینالحرمین حسین و عباست آنها را برهنه دواندمو این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم،گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. امید دارم آن جهیدنها وخزیدنها و به حُرمت آن حریمها، آنها را ببخشی.خداوندا ! سر من، عقل من، لب من، شاامه من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همینامید به سر میبرند؛ یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم.جز دیدار تو را نمیخواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!خدایا! از کاروان دوستانم جاماندهامخداوند، ای عزیز! من سالها است از کاروانی به جا ماندهام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه میکنم، اما خود جا ماندهام، اما تو خود میدانی هرگز نتوانستم آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها،نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند. عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن ]است[ کسی که چهل سال بر درت ایستادهاست را نپذیری؟ خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو ازعشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران.عزیزم! من از بیقراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابانها گذاردهام؛ من به امیدی از این شهر به آنشهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان میروم. کریم، حبیب، به کَرَمت دل بستهام، توخود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمیخواهم. مرا به خودت متصل کن.خدایا وحشت همهی وجودم را فرا گرفته است. من قادر به مهار نفس خود نیستم، رسوایم نکن. مرا بهحُرمت کسانی که حرمتشان را بر خودت واجب کردهای، قبل از شکستن حریمی که حرم آنها راخدشهدار میکند، مرا به قافلهای که به سویت آمدند، متصل کن.معبود من، عشق من و معشوق من، دوستت دارم. بارها تو را دیدم و حس کردم، نمیتوانم از توجدا بمانم. بس است، بس. مرا بپذیر، اما آنچنان که شایسته تو باشم.خطاب به برادران و خواهران مجاهدم...خواهران و برادران مجاهدم در این عالم، ای کسانی که سرهای خود را برای خداوند عاریه دادهاید وجانها را بر کف دست گرفته و در بازار عشقبازی به سوق فروش آمدهاید، عنایت کنید: جمهوریاسلامی، مرکز اسلام و تش ا یع است.امروز قرارگاه حسینبنعلی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگرحرمها میمانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرممح ا مدی؟ص؟. برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل و منصوب شرعی و فقهیبه معصوم. خوب میدانید منازهترین عالِم دین که جهان را تکان داد و اسلام را احیا کرد، یعنی خمینیبزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجاتبخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که به عنوان شیعهبه آن اعتقاد دینی دارید و چه شما که به عنوان س ا نی اعتقاد عقلی دارید، بدانید ]باید[ به دور از هرگونهاختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمهی رسولالله است. اساس دشمنیجهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است. دور آن بچرخید. والله والله والله اینخیمه اگر آسیب دید، بیتاللهالحرام و مدینه حرم رسولالله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهدباقی نمیماند؛ قرآن آسیب میبیند.خطاب به برادران و خواهران ایرانی...برادران و خواهران عزیز ایرانی من، مردم پر افتخار و سربلند که جان من و امثال من، هزاران بار فدایشما باد، کما اینکه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و ایران کردید؛ از اصول مراقبت کنید. اصولیعنی ول ا ی فقیه، خصوصاً این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت؛ خامنهای عزیز راعزیزِ جان خود بدانید. حرمت او را حرمتِ مقدسات بدانید.برادران و خواهران، پدران و مادران، عزیزان من!جمهوری اسلامی، امروز سربلندترین دوره خود را طی میکند. بدانید مهم نیست که دشمن چه نگاهیبه شما دارد. دشمن به پیامبر شما چه نگاهی داشت و ]دشمنان[ چگونه با پیامبر خدا و اولادشعمل کردند، چه اتهاماتی به او زدند، چگونه با فرزندان مطهر او عمل کردند؟ مذمت دشمنان وشماتت آنها و فشار آنها، شما را دچار تفرقه نکند.6بدانید که میدانید مهمترین هنر خمینی عزیز این بود که ااول اسلام را به پشتوانه ایران آورد و سپسایران را در خدمت اسلام قرار داد. اگر اسلام نبود و اگر روح اسلامی بر این ملت حاکم نبود، صدام چونگرگ درندهای این کشور را میدرید؛ آمریکا چون سگ هاری همین عمل را میکرد، اما هنر امام اینبود که اسلام را به پشتوانه آورد؛ عاشورا و محارم، صفر و فاطمیه را به پشتوانه این ملت آورد. انقلابهایی در انقلاب ایجاد کرد. به این دلیل در هر دوره هزاران فداکار جان خود را سپر شما و ملت ایرانو خاک ایران و اسلام نمودهاند و بزرگترین قدرتهای مادی را ذلیل خود نمودهاند. عزیزانم، در اصولاختلاف نکنید.شهدا، محور عازت و کرامت همه ما هستند؛ نه برای امروز، بلکه همیشه اینها به دریای واسعه خداوندسبحان اتصال یافتهاند. آنها را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید. به فرزندان شهدا که یتیمان همه شما هستند، به چشم ادبو احترام بنگرید. به همسران و پدران و مادران آنان احترام کنید، همانگونه که از فرزندان خود بااغماض میگذرید، آنها را در نبود پدران، مادران،همسران و فرزندان خود توجه خاص کنید.نیروهای مس ا لح خود را که امروز ول ا ی فقیه فرمانده آنان است، برای دفاع از خودتان، مذهبتان، اسلام و کشوراحترام کنید و نیروهای مسلح میبایست همانند دفاع از خانهی خود، از ملت و نوامیس و ارضِ آنحفاظت و حمایت و ادب و احترام کنند و نسبت به ملت همانگونه که امیرالمؤمنین مولای متقیانفرمود، نیروهای مسلح میبایست منشأ عزت ملت باشد و قلعه و پناهگاه مستضعفین و مردم باشد وزینت کشورش باشد. خطاب به مردم عزیز کرمان مشخص کرده ام، محمود ...نکتهای هم خطاب به مردم عزیز کرمان دارم؛ مردمی که دوستداشتنیاند و در طول 8 سال دفاعمقدس بالاترین فداکاریها را انجام دادند و سرداران و مجاهدین بسیار والامقامی را تقدیم اسلامنمودند. من همیشه شرمنده آنها هستم. هشت سال به خاطر اسلام به من اعتماد کردند؛ فرزندان خودرا در قتلگاهها و جنگهای شدیدی چون کربلای 5 ، والفجر 8 ، طریقالقدس، فتحالمبین، بیتالمقدس و... روانه کردند و لشکری بزرگ و ارزشمند را به نام و به عشق امام مظلوم حسینبنعلی به نامثارالله، بنیانگذاری کردند. این لشکر همچون شمشیری برنده، بارها قلب ملتمان و مسلمانها را شادنمود و غم را از چهره آنها زدود.عزیزان! من بنا به تقدیر الهی امروز از میان شما رفتهام. من شما را از پدر و مادرم و فرزندان و خواهرانو برادران خود بیشتر دوست دارم، چون با شما بیشتر از آنها بودم؛ ضمن اینکه من پاره تن آنها بودم وآنها پاره وجود من،اما آنها هم قبول کردند من وجودم را نذر وجود شما و ملت ایران کنم.دوست دارم کرمان همیشه و تا آخر با ولایت بماند. این ولایت، ولایت علیبنابیطالب است و خیمهاو خیمه حسین فاطمه است. دور آن بگردید. با همه شما هستم. میدانید در زندگی به انسانیت وعاطفهها و فطرتها بیشتر از رنگهای سیاسی توجه کردم. خطاب من به همه شما است که مرا ازخود میدانید، برادر خود و فرزند خود میدانید.وصیت میکنم اسلام را در این برهه که تداعییافته در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است، تنهانگذارید. دفاع از اسلام نیازمند هوشمندی و توجه خاص است. در مسائل سیاسی آنجا که بحثاسلام، جمهوری اسلامی، مق ا دسات و ولایت فقیه مطرح میشود، اینها رنگ خدا هستند؛ رنگ خدارا بر هر رنگی ترجیح دهید. خطاب به خانواده شهدا...فرزندانم، دختران و پسرانم، فرزندان شهدا، پدران و مادران باقیمانده از شهدا، ای چراغهای فروزانکشور ما، خواهران و برادران و همسران وفادار و متدینه شهدا ! در این عالم، صوتی که روزانه من می داند؛ قبر شنیدم و مأنوس با آن بودم و همچون صوت قرآن به من ساده آرامش میداد و بزرگترین پشتوانه معنوی خودمیدانستم، صدای فرزندان شهدا بود که بعضاً روزانه با آن مأنوس بودم؛ صدای پدر و مادر شهدا بودکه وجود مادر و پدرم را در وجودشان احساس میکردم.عزیزانم! تا پیشکسوتان این ملتید، قدر خودتان را بدانید. شهیدتان را در خودتان جلوهگر کنید، بهطوری که هر کس شما را میبیند، پدر شهید یا فرزند شهید را، بعینه خودِ شهید را احساس کند، باهمان معنویت، صلابت و خصوصیت.خواهش میکنم مرا حلال کنید و عفو نمایید. من نتوانستم حق لازم را پیرامون خیلی از شماها و حتیفرزندان شهیدتان اداء کنم، هم استغفار میکنم و هم طلب عفو دارم.دوست دارم جنازهام را فرزندان شهدا بر دوش گیرند، شاید به برکت اصابت دستان پاک آنها برجسدم، خداوند مرا مورد عنایت قرار دهد.خطاب به سیاسیون کشور...نکتهای کوتاه خطاب به سیاسیون کشور دارم: چه آنهایی ]که[ اصلاحطلب خود را مینامند و چه آنهاییکه اصولگرا. آنچه پیوسته در رنج بودم اینکه عموماً ما در دو مقطع، خدا و قرآن و ارزشها را فراموش میکنیم، بلکه فدا میکنیم. عزیزان، هر رقابتی با هم میکنید و هر جدلی با هم دارید، اما اگر عمل شما و کلامشما یا مناظرههایتان بهنحوی تضعیفکننده دین و انقلاب بود، بدانید شما مغضوب نبی مکرم اسلام و شهدای این راه هستید؛ مرزها را تفکیک کنید. اگر میخواهید با هم باشید، شرط با هم بودن، توافق وبیان صریح حول اصول است. اصول، مطاول و مف ا صل نیست. اصول عبارت از چند اصل مهم است:1 - اول آنها، اعتقاد عملی به ولایت فقیه است؛ یعنی این که نصیحت او را بشنوید، با جان و دل بهتوصیه و تذکرات او به عنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید. کسی که در جمهوری اسلامیمیخواهد مسئولیتی را احراز کند، شرط اساسی آن ]این است که[ اعتقاد حقیقی و عمل به ولایت فقیهداشته باشد. من نه میگویم ولایت تنوری و نه میگویم ولایت قانونی؛ هیچ یک از این دو، مشکل وحدترا حل نمیکند؛ ولایت قانونی، خا ا ص عامه مردم اعم از مسلم و غیر مسلمان است، اما ولایت عملیمخصوص مسئولین است که میخواهند بار مهم کشور را بر دوش بگیرند، آن هم کشور اسلامی با اینهمه شهید.2 - اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزشها تا مسئولیتها؛ چه مسئولیت در قبال ملت و چه در قبال اسلام.3 - بهکارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزار به م ا لت، نه افرادی که حتی اگر به میز یکدهستان هم برسند خاطرهی خانهای سابق را تداعی میکنند.4 - مقابله با فساد و دوری از فساد و تج ا ملات را شیوه خود قرار دهند.5 - در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادتبداند و خود خدمتگزار واقعی، توسعه گر ارزشها باشد، مثل دوستان شهیدم، برآن کلمه سرباز قاسم سلیمانی بنویسید نه عبارتهای عنوان داربا توجیهات واهی، ارزشها را بایکوت کند.مسئولین همانند پدران جامعه میبایست به مسئولیت خود پیرامون تربیت و حراست از جامعه توجهکنند، نه با بیمبالاتی و به خاطر احساسات و جلب برخی از آراء احساسی زودگذر، از اخلاقیاتیحمایت کنند که طلاق و فساد را در جامعه توسعه دهد و خانوادهها را از هم بپاشاند. حکومتهاعامل اصلی در استحکام خانواده و از طرف دیگر عامل مهم از هم پاشیدن خانواده هستند. اگر به اصول عمل شد، آن وقت همه در مسیر رهبر و انقلاب و جمهوری اسلامی هستند و یک رقابتصحیح بر پایه همین اصول برای انتخاب اصلح صورت میگیرد.خطاب به برادران سپاهی و ارتشی...کلامی کوتاه خطاب به برادران سپاهی عزیز و فداکار و ارتشیهای سپاهی دارم: ملا ک مسئولیتها رابرای انتخاب فرماندهان، شجاعت و قدرتِ اداره بحران قرار دهید. طبیعی است به ولایت اشاره نمیکنم، چون ولایت در نیروهای مسلح جزء نیست، بلکه اساس بقای نیروهای مسلح است. این شرطخللناپذیر میباشد.نکته دیگر، شناخت بهموقع از دشمن و اهداف و سیاستهای او و اخذ تصمیم بهموقع و عمل بهموقع؛هریک از اینها اگر در غیر وقت خود صورت گیرد، بر پیروزی شما اثر ج ا دی دارد.خطاب به علما و مراجع معظمسخنی کوتاه از یک سرباز 40 ساله در میدان به علمای عظیمالشأن و مراجع گرانقدر که موجبروشنایی جامعه و سبب زدودن تاریکیها هستند، خصوصاً مراجع عظام تقلید. سربازتان از یک برجدیدهبانی، دید که اگر این نظام آسیب ببیند، دین و آنچه از ارزشهای آن ]که[ شما در حوزههااستخوان خُرد کردهاید و زحمت کشیدهاید، از بین میرود. این دورهها با همه دورهها متفاوت است.این بار اگر مس ا لط شدند، از اسلام چیزی باقی نمیماند. راه صحیح، حمایت بدون هر گونه ملاحظهاز انقلاب، جمهوری اسلامی و ول ا ی فقیه است. نباید در حوادث، دیگران شما را که امید اسلام هستیدبه ملاحظه بیندازند. همهی شما امام را دوست داشتید و معتقد به راه او بودید. راه امام مبارزه باآمریکا و حمایت از جمهوری اسلامی و مسلمانان تحت ستم استکبار، تحت پرچم ول ا ی فقیه است.من با عقل ناقص خود میدیدم برخی خ ا ناسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علماء مؤثر در جامعه را با سخنان خود و حالت حق به جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند. حق واضح است؛ جمهوریاسلامی و ارزشها و ولایت فقیه میراث امام خمینی ؟ره؟ هستند و میبایست مورد حمایت جدیقرار گیرند. من حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای را خیلی مظلوم و تنها میبینم. او نیازمند همراهیو کمک شماست و شما حضراتمع ا ظم با بیانتان و دیدارهایتان و حمایتهایتان با ایشان میبایستجامعه را جهت دهید. اگر این انقلاب آسیب دید، حتی زمان شاه ملعون هم نخواهد بود، بلکه سعیاستکبار بر الحادگری محض و انحراف عمیق غیر قابل برگشت خواهد بود.دست مبارکتان را میبوسم و عذرخواهی میکنم از این بیان، اما دوست داشتم در شرفیابیهایحضوری به محضرتان عرض کنم که توفیق حاصل نشد.سربازتان و دست بوستاناز همه طلب عفو دارماز همسایگانم و دوستانم و همکارانم طلب بخشش و عفو دارم. از رزمندگان لشکر ثارالله و نیرویباعظمت قدس که خار چشم دشمن و س ا د راه او است، طلب بخشش و عفو دارم؛ خصوصاً از کسانیکه برادرانه به من کمک کردند.نمیتوانم از حسین پورجعفری نام نبرم که خیرخواهانه و برادرانه مرا مثل فرزندی کمک میکرد و مثلبرادرانم دوستش داشتم. از خانواده ایشان و همه برادران رزمنده و مجاهدم که به زحمت انداختمشانعذرخواهی میکنم. البته همه برادران نیروی قدس به من محبت برادرانه داشته و کمک کردند ودوست عزیزم سردار قاآنی که با صبر و متانت مرا تحمل کردند.
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:سردار دلها.jpgImage:سردار.jpg
Image:سلیمانی1.jpg
Image:سلیمانی3.jpg
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای مدافع حرم]]
[[رده: شهدای مقاومت]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان کرمان]]
[[رده: شهدای شهرستان رابر]]
[[رده: مقالات برگزیده]]