ویرایش‌ها

شهید پرویز خرمی

۳۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۸
پرویز موقعی که دستش آسیب دیده بود و هنوز احتیاج به استراحت داشت اما جهت رفتن به جبهه عجله زیادی داشت و ما هر چه صحبت کردیم که رفتن به جبهه را به تأخیر بینداز ولی ایشان به صحبتهای ما گوش نداد . گویا خیلی عجله در شهادت داشت همینطور هم شد و بعد از یک ماه خبر شهادت ایشان را آوردند
- ایشان در منطقه شانه اش آسیب دیده بود . وقتی می خواست به جبهه برود به او گفتم : پسرم بخاطر آسیب دیده گی شانه ات به جبهه نرو و چند روز دیگر هم استراحت کن . گفت : نه پدر ، من باید بروم و در عملیات شرکت کنم مگر خون من از خون دیگران رنگین تر است
پرویز موقعی که دستش آسیب دیده بود و هنوز احتیاج به استراحت داشت اما جهت رفتن به جبهه عجله زیادی داشت و ما هر چه صحبت کردیم که رفتن به جبهه را به تأخیر بینداز ولی ایشان به صحبتهای ما گوش نداد . گویا خیلی عجله در شهادت داشت همینطور هم شد و بعد از یک ماه خبر شهادت ایشان را آوردند .منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8038سایت یاران رضا]</ref>  ==پانویس==<references />
۲٬۱۷۷
ویرایش