ویرایش‌ها

شهید سعید کارگر

۱۷ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۳
شهید سعیدکارگر
==زندگینامه:==
در سال 1346 در خانواده اي مذهبي و مؤمن در شهرستان فسا که همه ي اعضاي خانواده در انتظار فرزندي بودند، خداوند پسري به آنها عطا کرد که نام او را سعيد گذاشتند. اين فرزند از همان اوان کودکي چهره اي پاک، معصوم و دوست داشتني داشت و خوب تربيت شد تا اين که به سن مدرسه رسيد. در شش سالگي براي ادامه تحصيل روانه مدرسه اميرکبير فسا، سپس به علت انتقال پدر به [[نيشابور]] تا سوم راهنمايي در آن شهر ادامه تحصيل داد.
اعمال و رفتار اين دانش آموز به حدي مورد رضايت مسئولان مدرسه بود که بارها مورد تقدير و تشويق قرار گرفت و براي همه دانش آموزان و همسالان خود سرآمد و نمونه ي بارز بود. سعيد به کار مشغول و کمک خرج خانواده شد که در اين راه مورد رضايت والدين قرار گرفت تا اين که به خدمت سربازي رفت. جنگ تحميلي آغاز شد و بنا به تقاضاي شخصي به خط مقدم جبهه اعزام گرديد. سرانجام آن شهید گرانقدر در تاريخ 1367/04/05 دعوت معبود خویش را لبیک گفته و به درجه ي رفیع شهادت نائل آمد.
==وصیتنامه: ==
بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از خداحافظي اشاره اي دارم به وقايع کربلا:
==خاطرات=====راوی پدر شهید===
• چند هفته بود که مشکلی برای من پیش آمده بود و من به گلزار نمی رفتم، با لباس سفيد به خوابم آمد و گفت: چرا به گلزار نمی آیی كه برای من فاتحه بفرستید؟ دلم گرفته است، من می دانم که چند هفته سر مزار من نیامدی، حتماً بیایید سر مزارم و برای من و دیگر دوستانم فاتحه خوانی کنید. در خواب دیگر در سن كودكی اش به خوابم آمد و گفت: اگر شهید شدم ناراحت نباشید من هم این دنیا را دارم و هم فردای قیامت.
یک بار که به مرخصی آمده بود یک روز مانده بود که مرخصیش تمام شود، دیدم یک نفر از جا بلند شد و دیدم سعید است، گفتم: سعید کجا؟ گفت: می خواهم بروم بلیت بگیرم و روانه جبهه شوم.
۲٬۵۲۵
ویرایش