شهید {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = حسن بیرجندی|تصویر = 6204422.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[زادروزهای 02 مرداد|1339]] ، [[خراسان رضوی]] ، [[کاشمر]]|شهادت = [[الگو:شهدای 24 فروردین|1362/01/24]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = |جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل = |خانواده =}}
تاریخ تولد :1339/05/02
تاریخ شهادت : 1362/01/24
محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : خراسان رضوی - کاشمر – فرگ rId6 ==زندگینامه==
شهید در سال 1340 در روستای قدس از توابع شهرستان کاشمر کودکی متولد شد که نامش را حسن گذاشتند تا در ادامهی راه مولایش 22 سال بعد در کربلای خونین خوزستان به شهادت برسد و خونش تداومبخش انقلابی اسلامی گردد . او دوران کودکی خود را در خانوادهای مذهبی و تحت راهنماییهای پدری مومن و مادری با تقوا سپری نمود . چون بضاعت مالی نداشتند و پدر قادر به تأمین مخارج زندگی نبود هنوز هفت سال از شکفتن غنچهی زیبای وجودش نگذشته بود که راهی قالیبافی شد و از همان ابتدا از تحصیل علم محروم شد . کم کم که بزرگتر می شد سجایا و صفات اخلاقی نیز در او بیشتر بروز میکرد . مهربان و با گذشت بود و از همان ابتدا علاقهی شدیدی به اسلام و مسائل عبادی داشت . هر روز نمازش را سر وقت میخواند . هنگامی که 15 ساله بود روزهای ماه مبارک در کلاسهای قرآن شرکت مینمود و به این ترتیب قرائت قرآن را به نحو احسن یاد گرفت و از آنجایی که به آموختن علم علاقه فراوان داشت و در کلاسهای شبانه شرکت فعال مینمود و افراد مسن را نیز تشویق و ترغیب به علمآموزی میکرد و به آنان می گفت که به فرمایش پیامبر که فرمود : ( ز گهواره تا گور دانش بجوی ) عمل کنید وشما نیز سعی کنید که با سواد شوید . شهید بیرجندی در سن 17 سالگی و در سال 1357 ازدواج کرد و ثمرهی این پیوند مقدس دو فرزند بود . هنوز مدتی از ازدواجش نگذشته بود که به خدمت سربازی فراخوانده شد و پس از طی دورهی آموزش، هنگامی که نیروهای مضمحل استکبار جهانی در پوشش ارتش بعث عراق بسوی میهن اسلامی ایران هجوم آوردند وهم زمان با آن دست جنایتکاران تاریخ از آستین صدام فرزند خلف یزیدبنمعاویه بیرون آمد و قصد ریشهکنی انقلاب نوپای اسلامی را داشت، حسین عازم خط مقدم جبهه شد و به مجاهدت دلاورانه در مقابله با دشمن بعثی پرداخت . تا اینکه پس از مدتی که در جبهههای نبرد حق علیه باطل با ابراز رشادت وجانفشانیهای وصفناپذیر به خدمت در راه خدا مشغول بود، در روز بیست و چهارم فروردین سال 1362 در منطقهی عملیاتی شرهانی به درجهی رفیع شهادت نائل آمد . او با خون سرخش خط بطلان روی تمام مظاهر فساد، تباهی، سازش و ظلم بزرگ متجاوزان کشید و در جوار قرب و رحمت ایزدی به خیل شهیدان همیشه شاهد اسلام پیوست .
==خاطرات==
شهید درسال 1375 زمانی که امام فرمان میدهد که پادگان ها را ترک کنید . در پادگان اعلام میشود که اگر کسی بخواهد پادگان را ترک کند به او شلیک خواهدشد . شهید همان روز ساکش را از طرف پشت به گردنش آویزان کرده بود و تصمیم گرفت هر طور که شده از پادگان بیرون برود . یکی از افراد مسلح که پی به هدف او برده بود، میگوید کجا میروی؟ او نیز در پاسخ میگوید : به بیرون از پادگان میروم . فرد مسلح میگوید اگر بروی تو را با تیر میزنم . شهید میگوید : تو اینکار را می خواهی بکنی؟ شهید همانطور که از طرف آن فرد تهدید میشد به طرف درب پادگان نزدیک میشود و میپرسد : پس چرا نمیزنی؟ او با تکرار چند بارهی این جملات به سلامت پادگان را ترک میکند<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4955 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
منبع سایت شهدای ارتش<references />
http== ردهها =={{ترتیبپیشفرض://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/ 4955شهید حسن بیرجندی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده:شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران ]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی ]][[رده: شهدای شهرستان کاشمر ]]