بسمه تعالی{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = رجبعلی صادقی|تصویر =a3.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = تاکستان ، روستای اسفرورین[[زادروزهای|1332/10/10]] |شهادت = عراق، جزیره مجنون[[الگو:شهدای 23بهمن|1365/11/23]] |وفات = |مرگ = |محل شهادت = [[عراق]] |محل دفن = گلزار شهداى تاکستان،روستای اسفرورین|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = |جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات =|فعالیتها = |تحصیلات = در حد خواندن و نوشتن|تخصصها = |شغل = پاسدار|خانواده = }}
نام: رجبعلی صادقی==زندگی نامه==
[[شهید رجبعلی صادقی]] ، دهم دی [[۱۳۳۲]] ، در بخش اسفرورین از توابع شهر [[تاکستان]] به دنیا آمد . پدرش قندعلی ( فوت ۱۳۳۵) و مادرش مریم نام پدر: قند علیداشت . در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت . سال ۱۳۵۱ ازدواج کرد و صاحب پنج پسر و دو دختر شد . به عنوان [[پاسدار]] در [[جبهه]] حضور یافت . بیست و سوم اسفند [[۱۳۶۳]] ، در [[جزیره مجنون]] عراق بر اثر اصابت [[ترکش]] به شکم، [[شهید]] شد . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .
نام مادر: مریم
محل تولد: تاکستان - بخش اسفرورین تاریخ تولد: ۱۳۳۲/۱۰/۱۰
محل شهادت: جزیره مجنون تاریخ شهادت: ۱۳۶۳/۱۲/۲۳
استان محل شهادت بصره شهر محل شهادت -
وضعیت تاهل: متاهل درجه نظامی
تعداد پسر: ۵ تعداد دختر: ۲
تحصیلات: خواندن ونوشتن رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - تاکستان - بخش اسفرورین
rId4
زندگی نامه
[[شهید رجبعلی صادقی]] ، دهم دی [[۱۳۳۲]] ، در بخش اسفرورین از توابع شهر [[تاکستان]] به دنیا آمد . پدرش قندعلی ( فوت ۱۳۳۵) و مادرش مریم نام داشت . در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت . سال ۱۳۵۱ ازدواج کرد و صاحب پنج پسر و دو دختر شد . به عنوان [[پاسدار]] در [[جبهه]] حضور یافت . بیست و سوم اسفند [[۱۳۶۳]] ، در [[جزیره مجنون]] عراق بر اثر اصابت [[ترکش]] به شکم، [[شهید]] شد . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .
==وصیت نامه==
وصیت نامه[[شهید رجبعلی صادقی]] : من که ایثار را از مولایم على (ع) ، شهادت را از سالار شهیدان، امام حسین (ع) و مقاومت را از چهارمین پیشوایم، امام زین العابدین (ع) آموختم؛ پس بارالها ! به من توفیق ده تا هرچه زودتر به هدفم - که بازگشت به سوى تو است - برسم . حال علت انتخاب این راه را مى گویم . هر کس در کارش هدفى دارد و هدف من جهاد در راه خدا است تا به ملکوت اعلی برسم . پروردگارا ! به من نصرت بده تا بتوانم این وظیفه ی سنگین را به پایان برسانم . خدایا ! به من توفیق عنایت فرما تا در این راه قدم بردارم و راه شهدا را ادامه دهم و در این راه ثابت قدم باشم؛ امید که خون شهدا راهنمایى روشن براى ما باشد . به هرحال، این سفر سفرى است که باید رفت؛ پس چه بهتر در حال خدمت به اسلام و ملت شریف باشد . شربت شهادت نوشیدن و با سرافرازى به لقاءالله رسیدن، این همان راهی است که اولیای معظمِ حق تعالى آرزوى آن را مى کردند . آن چه در دنیا است فانى و آن چه براى خدا تقدیم مى شود، باقى و اَبدى است و این شهدا زنده هستند و « [[عند ربهم یرزقون]] » شامل حال شان مى شود . آنان آنچه داشتند، در طَبَق اخلاص گذاشته و تقدیم ربّ خود کردند و ما عقب ماندیم و باید افسوس بخوریم که نتوانستیم در این راه برویم . آن ها پیش قدم شدند و رفتند و به سعادت رسیدند و ما عقب ماندیم و نتوانستیم این قافله را سیر کنیم و رهرو این راه باشیم . شما از خدا هستید؛ همه ی عالَم از خدا است و بازگشت همه به سوى او است؛ پس چه بهتر بازگشت اختیارى و انتخابى باشد و ما شهادت را در راهش انتخاب کنیم . خدایا ! توفیق شهادت را به من ارزانى نما تا به لقاى تو برسم . اگر بنا است با ریختن خون من اسلام بارور شود؛ پس اى خمپاره ها بدنم را تکه تکه و اى گلوله ها سینه ام را بشکافید که ریختن خون من اسلام را زنده می کند . زنده بودنم که نتوانست نفعى براى اسلام داشته باشد؛ ولى امیدوارم مُردَنم مردم را متحوّل کند و در اسفرورین حرکتى ایجاد شود تا به فکر انقلاب باشند . پیام من به مردم اسفرورین : اى مردم ! بدانید اگر [[انقلاب]] شکست بخورد، اسلام شکست خورده است؛ پس آگاه باشید و این قدر بى تفاوت نباشید . وارث خون [[حسین(ع)]] باشید . نگذارید خون حسین (ع) با هفتاد و دو تن از یارانش و دیگر شهداى [[جنگ تحمیلى]] پایمال شود . مادر جان ! اگر توفیق شهادت قسمتم شد، افتخار کن که این گونه فرزندى بزرگ کردى و به اسلام و انقلاب هدیه نمودى و خدا را شُکر کن که فرزندت منافق نشد؛ پس به خاطر شهادتم سَرَت را بالا بگیر؛ چون مادر شهید هستى ! پیام به همسرم : زهرا ! اگر من به این کمال - که کمال انسانیّت است - رسیدم، هیچ گونه تزلزل به خود راه مَده و مانند زینب (س) استوار و ثابت قدم باش و این را بدان که این راه را باید رفت، چه زود و چه دیر؛ پس چه بهتر مرگت شهادت در راه اولیا باشد . رجبعلى صادقى.<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1282 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
[[شهید رجبعلی صادقی]] : من که ایثار را از مولایم على (ع) ، شهادت را از سالار شهیدان، امام حسین (ع) و مقاومت را از چهارمین پیشوایم، امام زین العابدین (ع) آموختم؛ پس بارالها ! به من توفیق ده تا هرچه زودتر به هدفم - که بازگشت به سوى تو است - برسم . حال علت انتخاب این راه را مى گویم . هر کس در کارش هدفى دارد و هدف من جهاد در راه خدا است تا به ملکوت اعلی برسم . پروردگارا ! به من نصرت بده تا بتوانم این وظیفه ی سنگین را به پایان برسانم . خدایا ! به من توفیق عنایت فرما تا در این راه قدم بردارم و راه شهدا را ادامه دهم و در این راه ثابت قدم باشم؛ امید که خون شهدا راهنمایى روشن براى ما باشد . به هرحال، این سفر سفرى است که باید رفت؛ پس چه بهتر در حال خدمت به اسلام و ملت شریف باشد . شربت شهادت نوشیدن و با سرافرازى به لقاءالله رسیدن، این همان راهی است که اولیای معظمِ حق تعالى آرزوى آن را مى کردند . آن چه در دنیا است فانى و آن چه براى خدا تقدیم مى شود، باقى و اَبدى است و این شهدا زنده هستند و « [[عند ربهم یرزقون]] » شامل حال شان مى شود . آنان آنچه داشتند، در طَبَق اخلاص گذاشته و تقدیم ربّ خود کردند و ما عقب ماندیم و باید افسوس بخوریم که نتوانستیم در این راه برویم . آن ها پیش قدم شدند و رفتند و به سعادت رسیدند و ما عقب ماندیم و نتوانستیم این قافله را سیر کنیم و رهرو این راه باشیم . شما از خدا هستید؛ همه ی عالَم از خدا است و بازگشت همه به سوى او است؛ پس چه بهتر بازگشت اختیارى و انتخابى باشد و ما شهادت را در راهش انتخاب کنیم . خدایا ! توفیق شهادت را به من ارزانى نما تا به لقاى تو برسم . اگر بنا است با ریختن خون من اسلام بارور شود؛ پس اى خمپاره ها بدنم را تکه تکه و اى گلوله ها سینه ام را بشکافید که ریختن خون من اسلام را زنده می کند . زنده بودنم که نتوانست نفعى براى اسلام داشته باشد؛ ولى امیدوارم مُردَنم مردم را متحوّل کند و در اسفرورین حرکتى ایجاد شود تا به فکر انقلاب باشند . پیام من به مردم اسفرورین : اى مردم ! بدانید اگر [[انقلاب]] شکست بخورد، اسلام شکست خورده است؛ پس آگاه باشید و این قدر بى تفاوت نباشید . وارث خون [[حسین(ع)]] باشید . نگذارید خون حسین (ع) با هفتاد و دو تن از یارانش و دیگر شهداى [[جنگ تحمیلى]] پایمال شود . مادر جان ! اگر توفیق شهادت قسمتم شد، افتخار کن که این گونه فرزندى بزرگ کردى و به اسلام و انقلاب هدیه نمودى و خدا را شُکر کن که فرزندت منافق نشد؛ پس به خاطر شهادتم سَرَت را بالا بگیر؛ چون مادر شهید هستى ! پیام به همسرم : زهرا ! اگر من به این کمال - که کمال انسانیّت است - رسیدم، هیچ گونه تزلزل به خود راه مَده و مانند زینب (س) استوار و ثابت قدم باش و این را بدان که این راه را باید رفت، چه زود و چه دیر؛ پس چه بهتر مرگت شهادت در راه اولیا باشد . رجبعلى صادقى
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین==پانویس==<references/>
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1282= ردهها =={{ترتیبپیشفرض:رجبعلی_صادقی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]][[رده: شهدای استان قزوین]][[رده: شهدای شهرستان تاکستان]]