شهید علی رضا سالاری - شهادت 1361: تفاوت بین نسخهها
Salimpour98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
گلزار : | گلزار : | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | شهید: علیرضا سالاری گوینده: معصومه سالاری ــــــــ پدر شهید: غلامحسین در آخرین مرحلهای که برادر عزیزم علیرضا به جبهه رفت پدر و مادرم در منزل نبودند گفتم صبر کن تا مادر و پدر بیایند گفت: خواب دیدهام و باید سریعاً بروم گفت: من حضرت ولی عصر امام زمان(عج) را در حالیکه سوار بر یک اسب قرمز رنگ و شال سبز رنگی بر کمر و عمامه سبز رنگی هم بر کمر و یک بیرق نیز در دستان مبارکش بود را در خواب دیدم و خودم هم بر اسب سفید رنگی سوار بودم و لباسهای سفید پوشیده بودم و در همان عالم خواب حضرت ولی عصر(عج) به من فرمودند: به هر کجا که رفتم تو هم بیا که در همین حال از خواب بیدار شدم گفت: میروم اگر شهید شدم شما هرگز خودتان را ناراحت نکنید و راه شهدا را ادامه دهید و بعداً از تهران تلفن کرد و از پدر و مادرم عذر خواهی و خداحافظی کرد. موضوع: 1- خواب و رویای شهید 2- پیشبینی شهادت 3- عشق به شهادت 4- توصیههای شهید | + | شهید: علیرضا سالاری گوینده: معصومه سالاری ــــــــ پدر شهید: غلامحسین در آخرین مرحلهای که برادر عزیزم علیرضا به جبهه رفت پدر و مادرم در منزل نبودند گفتم صبر کن تا مادر و پدر بیایند گفت: خواب دیدهام و باید سریعاً بروم گفت: من حضرت ولی عصر امام زمان(عج) را در حالیکه سوار بر یک اسب قرمز رنگ و شال سبز رنگی بر کمر و عمامه سبز رنگی هم بر کمر و یک بیرق نیز در دستان مبارکش بود را در خواب دیدم و خودم هم بر اسب سفید رنگی سوار بودم و لباسهای سفید پوشیده بودم و در همان عالم خواب حضرت ولی عصر(عج) به من فرمودند: به هر کجا که رفتم تو هم بیا که در همین حال از خواب بیدار شدم گفت: میروم اگر شهید شدم شما هرگز خودتان را ناراحت نکنید و راه شهدا را ادامه دهید و بعداً از تهران تلفن کرد و از پدر و مادرم عذر خواهی و خداحافظی کرد. موضوع: 1- خواب و رویای شهید 2- پیشبینی شهادت 3- عشق به شهادت 4- توصیههای شهید<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11203 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۵
کد شهید: 6115264 تاریخ تولد : نام : علیرضا محل تولد : کاشمر نام خانوادگی : سالاری تاریخ شهادت : 1361/01/07 نام پدر : غلامحسین مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
شهید: علیرضا سالاری گوینده: معصومه سالاری ــــــــ پدر شهید: غلامحسین در آخرین مرحلهای که برادر عزیزم علیرضا به جبهه رفت پدر و مادرم در منزل نبودند گفتم صبر کن تا مادر و پدر بیایند گفت: خواب دیدهام و باید سریعاً بروم گفت: من حضرت ولی عصر امام زمان(عج) را در حالیکه سوار بر یک اسب قرمز رنگ و شال سبز رنگی بر کمر و عمامه سبز رنگی هم بر کمر و یک بیرق نیز در دستان مبارکش بود را در خواب دیدم و خودم هم بر اسب سفید رنگی سوار بودم و لباسهای سفید پوشیده بودم و در همان عالم خواب حضرت ولی عصر(عج) به من فرمودند: به هر کجا که رفتم تو هم بیا که در همین حال از خواب بیدار شدم گفت: میروم اگر شهید شدم شما هرگز خودتان را ناراحت نکنید و راه شهدا را ادامه دهید و بعداً از تهران تلفن کرد و از پدر و مادرم عذر خواهی و خداحافظی کرد. موضوع: 1- خواب و رویای شهید 2- پیشبینی شهادت 3- عشق به شهادت 4- توصیههای شهید[۱]