==خاطرات==
با آمدن امام خمینی به ایران بوی دیگری در فضای ایران و انقلاب به مشام می رسید و فعالیتهای پدرم هم زیاد می شد . ایشان بیشتر روزها را به پخش و تکثیر اعلامیه های امام و شب را به کار نگهبانی از بیمارستان مشغول بودند و درآمد حاصل از این کار را در راه پخش و تکثیر اعلامیه و راه اندازی راهپیمایی در داخل روستا خرج می کردند . به گفته مادر بزرگم پدرم وقتی عصرها برای نگهبانی به شهر می رفتند ، چون پولهایشان را در راه انقلاب و امام خرج می کردند برای شام و صبحانه خودمی ماندند و پولی نداشتند که چیزی بخورند بیشتر اوقات نان خالص می بردند مادر بزرگ می گوید بعضی اوقات کار چنان مشکل می شد که پدرت گرسنه به سر کار رفت و بدون شام با حتی همان نان خالص تا صبح نگهبانی می دادند .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%206883منبع سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>
منبع سایت یاران رضا
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6883= ردهها =={{ترتیبپیشفرض:شهید حسن حسین زاده}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی ]][[رده: شهدای شهرستان مشهد ]]