ویرایش‌ها

شهید علی محمد سرخسی خیرابادی

۱۸ بایت اضافه‌شده، ‏۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۶
گلزار :
==خاطرات:==
بعد از تمام شدن عملیات در منطقه شلمچه هنگام بازگشت علی تصمیم می گیرد برای استراحت به سنگری که پسر عمویش و یکی آمد از دوستان او آنجا بودند برود وقتی به سنگر می رسد در اثر حمله هوایی دشمن راکتی به سنگر مربوطه اصابت می کند که دو ترکش از آن به صورت و سینه علی محمد اصابت کرده و ایشان به شهادت می رسد.
بعد از پایان عملیات و فتح شلمچه علی محمد تصمیم می گیرد در راه برگشت به عقب برای استراحت سری به سنگر پسر عمویش و آقای دلیری بزند وقتی آن جا می رود یکی از راکت های دشمن به سنگر اصابت می کند علی محمد دو ترکش می خورد یکی به سینه و دیگری به صورتش اصابت می کند و به شهادت می رسد.
شب قبل از شهادت علی خواب دیدم که او صورتش را گرفته پرسیدم چه شده، ببینم! گفت: چیزی نیست ترکش خورده. با دست راستش من را گرفت گفت: پدر بیا برویم، من را به قبرستان برد، در آنجا سنگی که به اندازه ی یک گلدان بود و رویش خط سفیدی داشت به من نشان داد آن را بلند کرد و گفت: پدر من و نور محمد شهید خواهیم شد و این جا محلی است که باید دفن شویم. از خواب بیدار شدم گفتم. لااله الاالله این چه خوابی بود. خیلی کنجکاو شدم صبح به قبرستان رفتم. سنگ را دیدم نشانه هایی که علی محمد در خواب به من گفت کاملا درست بود سنگ را زیر خاک کردم. چند ساعتی از این موضوع گذشت، به من خبر دادند که روستای خیرآباد شهید آورده اند من برای شرکت در مراسم به آن جا رفتم در حین مراسم چند باری از درون جمعیت زمزمه هایی شنیدم انگار می گفتند سرخسی شهید شده هر چه اطراف را نگاه کردم تا متوجه شدم چه کسی این حرف را می زند کسی را ندیدم اما چند باری این جمله را شنیدم ولی گوینده اش را ندیدم. ظهر که برای نماز به روستا برگشتم، در بین راه سیدی جلوی من را گرفت خود را معرفی کرد او از بنیاد آمده بود و خبر شهادت علی محمد را به من داد. بلافاصله به تربت رفتم. پیکر علی محمد را همراه با پیکر دوستش آقای دلیری آورده بودند همان طور که در خواب دیدم سینه و صورتش ترکش خورده بود. برای رفنش مردم قبری در بالای روستا آماده کردند اما من گفتم: قبر پسرم جای دیگری است که خودش قبلا انتخاب کرده. علی محمد را همان جائیکه در خواب نشان داده بود به خاک سپردم از آن به بعد آن جا تبدیل شد به گلزار شهدا.منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11448سایت یاران رضا]</ref>   ==پانویس== <references />
۲٬۱۷۷
ویرایش