ویرایش‌ها

شهید حسن درویشی

۳۱۸ بایت اضافه‌شده، ‏۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۸
10. قبل از انقلاب مدتی بود که نانواییها تعطیل شده بودند . ماشینهایی از روستا نان می آوردند و بین مردم تقسیم می کردند . روزی یکی از این ماشینها به محل ما آمد و من حدود دوازده عدد نان از آنها گرفتم . در همین حین حسن سر رسید و به من گفت :" پدر، چند عدد نان گرفته اید؟ " گفتم : " دوازده عدد ." گفت :" ما که چهار نفر بیشتر نیستیم ." سپس رو به همسایه مان که آنجا حضور داشت کرد و گفت :" لیلی خانم، شما هم نان گرفته اید؟ " وقتی با جواب منفی همسایه روبرو شد خطاب به من گفت :" پدر هفت عدد از نانها را به لیلی خانم بدهید . زیرا آنها هفت نفر می باشند ." من هم قبول کردم و هفت نان به همسایه مان دادم و از اینکه چنین پسری دارم بر خود می بالیدم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8792 سایت یاران رضا] </ref>==پانویس==<references />
منبع== رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض: سایت یاران رضا httpشهید حسن درویشی }}[[رده://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8792شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی ]][[رده: شهدای شهرستان مشهد ]]
۶۹۱
ویرایش