شهید، تقی رحمانی: ستایش سزاوار پروردگاری است که انسان را از خاک آفرید و دوباره به خاک بر می گرداند و بعد از آن، دوباره زنده می کند و در یوم الحساب از او سؤال می کند، تا برای رفتار خود در دنیا پاسخ گوید و هر کس را از نیکی ها و بدی هایش در دنیا کارنامه ای است؛ پس باید انسان بداند که چه هست و به چه هدف خلق گردیده است و خلیفه خدا بودن، یعنی چه؟! ...و اینک که می رویم تا پرچم خونین کربلا را در سراسر گیتی، به همت امام مان، خمینی بت شکن، به اهتزاز درآورده و زمینه حکومت عدل جهانی را برای ظهور حضرت ولی عصر(عج) ایجاد نماییم، تا وعده خداوند -که حکومت مستضعفین است- به ثبوت برسد، نباید در هیچ راهی سکوت اختیار نماییم و کوتاهی به خرج دهیم. در این راه من نیز میل دارم به خیل عزیزانی که در جبهه های جنگ با کفر مشغول نبرد هستند، بپیوندم و این مکتوب را به عنوان آخرین کلام و وصیت نامه می نگارم، تا نشانگر هدف و ایده ام بوده و راه گشایی برای نسل آینده و باقی ماندگان باشد. اولین هدفم از این عزم، ادامه همان راه سرخ شهادت در راه خداست که در مواقع بحرانی -چون حال- بر همه مسلمانان و مؤمنان واجب است، که به امر ولی امر عازم جبهه جنگ با کفر و شرک گردیده و از اسلام محمدی(ص) دفاع نمایند و در این راه زنده و جاوید گردند، تا وعده خداوندی درباره آنان -که پس از شهادت زنده خواهند ماند- به انجام برسد؛ چرا که مفهوم «هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده عـالم دوام مـا»، به وضوح در آیات متعدد قرآنی بیان گردیده است؛ چرا که «ان الحیاه عقیده و الجهاد» -زندگی جز عقیده به جهاد نیست و باید در راه عقیده به الله، گام برداشت و جهاد نمود. ...و دیگر هدفم این که لبیک اجابت به ندای «هل من ناصر ینصرنی و هل من معین» امام حسین(ع) -که از پشت پرده تاریخ تاکنون به گوش می رسد و یاری می طلبد- بگویم و از ایثار جان و مال و ناموس خود در راه خدا دریغ نکنم، تا دین مبین اسلام از خطر نجات یافته و هم چنان علم سبز محمدی(ص) در اهتزاز باشد. ...و مطلب دیگر، خطاب به همسرم و اعضای خانواده ام این است که بدانند سعادتی بالاتر از این نیست که یک انسان وارسته قدم در راه حق گذاشته و به جهاد بپردازد و این افتخاری است که کمتر نصیب کسان دیگر می گردد و این عزیزان نیز باید افتخار کنند که این سعادت نصیب من می گردد. بدانید در شهادت من و در این راه، نباید کم ترین غم و اندوهی به خود راه دهید؛ بلکه شُکر خدا را بجا آورده و تقوا و پرهیزکاری پیشه سازید و هیچ گونه گریه نکنید و بلکه بخندید؛ زیرا «ای خوش آن کس را که وابسته بـه اوست / جـان خـود دادن بـه الله چه نکوست». ...و تو، همسرم! در مرگ من نکند که عزادار باشی و سیاه بپوشی؛ بلکه سرخ بپوش، به نشانه خط سرخ شهادت و به نشانه خون سرخ شهیدان اسلام و بدان که تو را بیشتر از هر چه و آن چه که در فکر می گنجد، دوست می دارم و به تو صمیمانه عشق می ورزم و بعد از خود، تو را به خدای بزرگ سپرده و به صبر و استقامت وصیت می کنم و بعد از خود، آزادت می گذارم تا هرگونه میل داری به ادامه زندگی بپردازی و فقط تنها خواسته ام منحرف نشدن تو از مسیر الله است و بس. فرزندمان را نیز به تو می سپارم و از تو می خواهم بعد از تولدش از سر چشمه اسلام کامیابش نموده و به پرورش وی بپردازی، که دیگری را بر او حق نیست. بعد از ولادتش اگر ذکور بود، نامش را به یاد رسالت رهبر، «رسول» و یا به یاد نیکوکاری و احسان رهبر، «محسن» بگذار و اگر اناث بود به یاد اولین زن شهید راه اسلام، «سمیه» بنامش و سعی کن آن چنان بار آید که او نیز چون من به انتخاب شهادت بپردازد و از خط و مشی من به او بیاموز و قرآن را آویزه گوشش قرار ده و از کوچک ترین انحراف و کج روی پرهیزش بدار.۱ (۱۳۱۹۶۱۴)
==آثار==
و اینک که میرویم تا پرچم خونین کربلا را در سراسر گیتی به همت اماممان، خمینی بت شکن به اهتزاز در آورده و زمینه حکومت عدل جهانی را برای ظهور حضرت ولی عصر(عج) ایجاد نماییم تا وعده خداوند را که حکومت مستضعفین است به ثبوت برسد، در هیچ راهی نباید سکوت اختیار نمائیم و کوتاهی به خرج بدهیم و در این راه من نیز میل دارم به خیل عزیزانی که در جبهههای جنگ با کفر مشغول نبرد هستند بپیوندم و اولین هدفم از این عزم نیز همانا ادامه راه سرخ شهادت در راه خداست. شهید، تقی رحمانیمنبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین<ref> [http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1674پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
==پانویس==
<references />
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:تقی_رحمانی}}