به خاطردارم یک روزکه حسن از خواب بیدارشد گفت:دیشب خواب دیدم که در کنار دریای بزرگی به همراه دوستانم رضا وعزیزهستم.بعد دیدم یک پلی در آنجاست از دوستانم پرسیدم ان چیست.جواب دادن پل صراط است آن دو نفر نمی توانستند از آن رد شوند من گفتم:اجاره بدهید من بروم بعد مانند یک پروانه شروع کردم به رد شدن از پل وبه وسط پل که خیلی باریک بود رسیدم که ناگهان از خواب بیدار شدم .ومی دانم این بار به جبهه می روم به آرزوی دیرینه ام خواهم رسید.
یکی از همرزمان همسرم نقل کرد:هنگامی که درمنطقه بودیم ? شب قبل ازعملیات کربلای5حسن حال وهوای دیگری داشت? گویی به او الهام شده بود که دراین عملیات به دیارحق میرود.همه مارابه غسل شهادت وا میداشت و خودش هم غسل را به جا آورد.روزعملیات دردرگیری با دشمن ازناحیه سرمورد اصابت ترکش خمپاره قرارگرفت وطبق گفته خودش شربت را نوشید و به دیارحق شتافت.منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11214سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references /> == ردهها =={{ترتیبپیشفرض:شهید حسن سالاری}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی ]][[رده: شهدای شهرستان نیشابور ]]