جاده 14 کیلومتری سیدالشهدا (ع) به عرض هفده متر در شرق [[هوالهویزه ]] و از منطقه جفیر آغاز، و پس از طی مسافت در داخل آبهای منطقه، وارد [[جزیره مجنون ]] شمالی میشود. با توجه به اهمیت [[عملیات خیبر ]] و تصرف جزایر مجنون توسط رزمندگان و نیز تأکید [[امام خمینی (ره) ]] نسبت به حفظ جزایر مجنون، طرح احداث [[جاده سیدالشهدا سیدالشهداء]] (ع) در دستور کار قرارگاه حمزه و جهادسازندگی قرار گرفت.
لذا ده روز پس از نصب پل خیبر عملیات احداث جاده زیر نظر شهید مهندس بهروز پورشریفی آغاز شد و بیش از هزار کامیون کمپرسی به مدت دو ماه و نیم به حمل خاک پرداختند. علیرغم حرکت آب در هور و وجود باتلاقهای متعدد در طول مسیر و همچنین قرار داشتن در زیر گلولهباران توپخانه و بالگردهای دشمن، جاده از دو سو به هم نزدیک شد و در روز سوم شعبان و همزمان با میلاد [[امام حسین (ع) ]] ساخت جاده به اتمام رسید. از آن تاریخ به بعد این جاده، سیدالشهدا (ع) نامیده شد. ارتفاع این جاده از سطح زمین و سنگرهای حاشیه شمالی آن که برای حفظ جان افراد احداث شده بود، عملاً جاده را به یک مانع پدافندی در منطقه تبدیل کرده بود. پس از پایان جنگ و بازگشت نیروهای دوطرف به مرزهای بینالمللی، بخشی از جاده که در خاک دشمن قرار داشت تخلیه و حدفاصل نیروهای دشمن و خودی توسط مهندسی رزمی مسدود شد.1<ref>کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 185 ـ 186</ref>
این بزرگراه همان بزرگراهی بود که سردار علی هاشمی از آن به معراج رفت و افتخار این را پیدا کرد که مشهد این [[شهید ]] بزرگوار باشد.
اهمیت این جاده برای این که بتوانیم جزایر را حفظ کنیم و به دستور امام که فرموده بودند: "حفظ جزایر، حفظ [[اسلام ]] است و به فرزندان من بگویید حسین وار بجنگند"، فقط یک راه داشتیم؛ آن هم زدن جاده ای به طول 14 کیلومتر در [[هورالعظیم ]] با عمق 3 الی 4 متر آب. این گونه بخشی از مهمات و رساندن تدارکات و حمل مجروحان به عقب راحتتر و کار آسانتر میشد.
اما یک مسئله مهم وجود داشت؛ موقع شب، کار کردن سخت بود با چراغ خاموش، و هر دو طرف جاده آب. فکری به سر بچه های [[جهاد ]] زد. شب که میشد تعدادی از رزمندگان جهاد، با فانوسهای روشن به فاصله چند متر چند متر از هم مینشستند در کنار جاده، نزدیک آب. هر دو طرف جاده مثل باند فرودگاه میشد. در دو طرف جاده چه صحنه های زیبایی خلق میشد... با غروب آفتاب، فانوسها از قبل نفت کرده آماده در دست بچهها روشن میشد. با تاریک شدن هوا میرفتند در کنار جاده قرار میگرفتند. با طلوع آفتاب هم یکی یکی بچهها جمع میشدند. چقدر زیبا بود وقتی از روی جاده رد میشدی و فانوس به دستها را میدیدی.
اسمش هشت سال طول کشید؛ ولی الآن هر چه فکر میکنی انگار یک سال بود. آخر خدایا چه نیرویی داده بودی... الآن تحملِ کمی سختی، یا شب مثلاً در خاک خوابیدن را نداریم؛ ولی چه نیرویی بود که آن طور باعث شد فرزندان این امت اسلامی بدون هیچ چشم داشتی، بدون هیچ گونه درخواستی. تازه برای جبهه رفتن حاضر بودند از پست و مقام هم بگذرند تا بتوانند به جبهه بروند. چهایمانی بود؟! پشت لباس بچهها نوشته بود رهسپاریم با خمینی تا [[شهادت]]. آخر کجای دنیا شما سراغ دارید برای مرگ از هم سبقت بگیرند؟!
شهید آوینی چقدر زیبا گفت که [[شهدا ]] دیدند چیزهایی را که عارفان دلسوخته حتی بر سر دار ندیدند. شهدا دیدند مظلومیت اهل بیت را... شهدا درک کردند عاشورا را... شهدا درک کردند آن بُعد واقعی انسان را که به جز خدا نبیند... و الآن ادامه دهندهی راه همان شهدا هستند که بعد از جنگ نیز در صحنه های اقتصادی و سیاسی و نظامی هم گل کاشتند.
===ساخت جاده سیدالشهدا===
با توجه به اهمیت عملیات خیبر و تصرف جزایر مجنون توسط رزمندگان اسلام و تاکید شدیدی که امام خمینی(ره) نسبت به حفظ جزایر مجنون و مناطق آزاد شده داشتند، برادران جهاد سازندگی دست به کار شدند و طرح احداث [[جاده سیدالشهدا سیدالشهداء]] را ریختند. حاج بهروز در این طرح سمت فرماندهی اجرایی را نیز –به اصرار مهندس شهید، فرمانده لشکر 31 عاشورا، مهدی باکری– عهده دار شده بود.
حاج بهروز از همان هنگام که قطعات [[پل خیبر ]] در زیر آتش سنگین دشمن در محل آن نصب میشد، متوجه شد که پل خیبر با اینکه از نظر ایمنی در مقابل صدمات ناشی از انفجار و ترکش از طرحهای معمول دنیا، بسیار بهتر است ولی به صرفه نیست که تا مدت زیادی در محل باقی بماند. چرا که تعمیر آن هزینه بالایی را طلب میکرد. بنابراین فکر احداث جاده ای در هور، در اندیشهاش شکوفا شد. اما این کار با توجه به وضعیت خاص جغرافیایی هور چندان هم آسان نبود؛ مگر اینکه از روش خاص مهندسان مؤمن جهادگر استفاده میشد. استفاده از عنصر توکل، مثل فوم و فایبرگلاس در خیبر و خاک در جاده سیدالشهدا ضروری بود. توکل یکی از مصالحی است که در هیچ جای دنیا به هنگام طراحی و اجرا محاسبه نمیشود. برای حاج بهروز که در دامن خانواده ای مذهبی مثل خانواده اکبر آقا پرورش یافته بود، این یک موضوع بسیار عادی بود که در انجام کاری که از نظر علمی احتمال موفقیت کم است، به خدا توکل کند. دیگر جهادگران هم مثل حاج بهروز !در هر صورت احداث جاده به تصویب رسید و ده روز پس از نصب پل خیبر عملیات احداث جاده آغاز شد. کار کوچکی نبود، نزدیک به 15 کیلومتر جاده در میان هور، جاده ای به عرض هفده متر! این کار فقط از پشتکار و توکل رزمندگان جهادگر بر میآمد.
آزمایشهای لازم از آب و خاک و گل و لای هور قبلاً انجام شده بود و اکنون، چند جهادگر در کنار هور نشسته بودند و بی توجه به انفجار خمپارهها [[خمپاره]]ها روی کاغذی نقشه جاده را میکشیدند و راه های حفظ و استحکام آن را بررسی میکردند. باید آنقدر خاک در هور میریختند که جاده سر از آب در بیاورد و از میان گل و لای نمایان شود. ظاهر کار ساده به نظر میرسد. خاک در هور ریختن! ولی آنان که این امر را ساده میانگارند، هیچ اطلاعی از شرایط جغرافیایی و اثرات تخریبی هور بر خاک ندارند. انتخاب خاک مورد نظر خودش مسئله ای بود، حرکت آب در هور و مسیر انتخابی و باتلاقهای سر راه و عمق هور مسئله ای دیگر! و شرایط کار در هور، کارشکنی و حملات دشمن در حین انجام کار، امکانات و وقت بسیار محدود هم، هر یک مشکلی بود که فقط در عمل میتوان متوجه عظمت آن شد.بسیاری از کارشناسان، امیدی به دوام کار نداشتند؛ ولی حاج بهروز دوام کار را به خدا سپرده بود. کار احداث جاده شروع شد. وقتی که اولین کامیون، خاک خود را در هور خالی کرد، دلها به اتمام کار امیدوار تر شد. شهید مهندس باکری که به کار سرکشی میکرد، پرسید: "کی تمام میشود؟" حاج بهروز زیرکانه جواب داد: "کاری که شروع شده مثل این است که تمام شده است."
گزارش کارشناسان حاکی از این است که در طول زمان احداث جاده، بیش از 12هزار [[گلوله توپ، توپ]]، روی جاده و اطراف آن منفجر شده است و علاوه بر این گلولهها، دشمن به کمک هلیکوپتر به نیروهای فعال در جاده حمله میکرد و دستگاه های راه سازی را مورد هدف موشک قرار میداد. برای ایجاد سرعت در کار، احداث جاده از سوی جزایر هم آغاز شد که تا پایان اجرای طرح، نزدیک به 2200 متر جاده از سمت جزایر مجنون احداث گردید.
[[عملیات بدر ]] یک سال بعد از عملیات خیبر انجام گرفت که منطقه عملیاتی آن حد فاصل «العزیز» تـا «القرنه» را شامل میشد. در این عملیات رزمندگان اسلام با عبور از دجله و قطع جاده استراتژیک بصره-بغداد، ضربه سنگینی به عراق وارد کردند و به اهداف مهمی دست یافتند.
یادمان شهدای طلائیه 13
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:1 (1).jpg
Image:1 (2).jpg
Image:1 (3).jpg
Image:1 (4).jpg
Image:1 (5).jpg
Image:1 (6).jpg
Image:1 (7).jpg
Image:1 (8).jpg
Image:1 (9).jpg
</gallery>
==پانویس==
<references />