ویرایش‌ها

شهید ابراهیم سراجه

۳ بایت اضافه‌شده، ‏۸ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۷
==خاطرات:==
فرمانده اش برای ما تعریف کرد که در موقع عقب نشینی دوستش سید محمد به شدت مجروح می شود را با چفیه زخم او را می بندد و بر پشتش سوارمی کند وبه عقب برمی گردد درهمین حال یک تیر به پای خودش نیزمی خورد و با زحمت زیاد خودش را بالای تپه می رساند و درهمان جا دوستش را دراز می کند وخودش هم کنار او می خوابد هر کارش می کنند که او را رها کن تا برویم ولی اوهمان جا می ماند ومی گوید اگرکسی آمد به کمکمان که هردو می آییم وگرنه همین جا هستیم و دفاع می کنیم فرمانده ادامه داد که ما به عقب برگشتیم و روز بعد که به آن منطقه رفتیم هیچ اثری نه از او بود و نه از دوستش و دیگر نه فهمیدیم که شهید شده اند یا که زنده اند .
۵۳۴
ویرایش