شهید حمزه اباذری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « == خاطرات == *کجا میروی؟ «در زمين كشاورزي نزديك روستا مشغول كار بوديم. مي خوا...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۸: سطر ۸:
 
مي خواستيم هر چه زودتر كار تمام شود تا برگرديم به خانه كه ناگهان حمزه دست از كار كشيد و به طرف شير آب رفت.
 
مي خواستيم هر چه زودتر كار تمام شود تا برگرديم به خانه كه ناگهان حمزه دست از كار كشيد و به طرف شير آب رفت.
 
با تعجب به او گفتم: كجا مي روي؟ گفت: مگر صداي اذان را نمي شنوي؟ وقت نماز است.
 
با تعجب به او گفتم: كجا مي روي؟ گفت: مگر صداي اذان را نمي شنوي؟ وقت نماز است.
گفتم: بيا كار را تمام كنيم، بعد مي رويم نماز مي خوانيم. با حالت عجيبي به من گفت: چطور اين قدر به نفْسِ خودت اهميت مي دهي، اما به خداي خودت نه؟ و بعد رفت تا نماز را در اول وقت به جا آورد».
+
گفتم: بيا كار را تمام كنيم، بعد مي رويم نماز مي خوانيم. با حالت عجيبي به من گفت: چطور اين قدر به نفْسِ خودت اهميت مي دهي، اما به خداي خودت نه؟ و بعد رفت تا نماز را در اول وقت به جا آورد».<ref>سایت اخلاق و عرفان</ref>
  
<ref>سایت اخلاق و عرفان</ref>
+
 
 +
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۵

خاطرات

  • کجا میروی؟

«در زمين كشاورزي نزديك روستا مشغول كار بوديم. مي خواستيم هر چه زودتر كار تمام شود تا برگرديم به خانه كه ناگهان حمزه دست از كار كشيد و به طرف شير آب رفت. با تعجب به او گفتم: كجا مي روي؟ گفت: مگر صداي اذان را نمي شنوي؟ وقت نماز است. گفتم: بيا كار را تمام كنيم، بعد مي رويم نماز مي خوانيم. با حالت عجيبي به من گفت: چطور اين قدر به نفْسِ خودت اهميت مي دهي، اما به خداي خودت نه؟ و بعد رفت تا نماز را در اول وقت به جا آورد».[۱]


پانویس

  1. سایت اخلاق و عرفان