شوهرش کم حوصله بود و خيلي زود از کوره در مي رفت اما او نمي گذاشت تند شود. زود سر و ته قضيه را جمع مي کرد و دوباره آرامش را به خانه برمي گرداند.فاطمه با همين رفتارش توانسته بود زندگي را مديريت کند.<ref> به رنگ صبح، ص۳۶</ref>
*احترام
احترام زیادی برای شوهرش قائل بود. حتی برای رفتن به مسجد هم از او اجازه می گرفت.
اگه کارش طول می کشید و وقت برگشتن شوهرش می شد سریع بلند می شد و می گفت باید بروم و غذای حاجی را آماده کنم.
این را که می گفت، دیگر کسی اصرار نمیکرد، می دانستند که از حرفش بر نمی گردد.<ref> تعبیر یک خواب ص 30</ref>
==پانویس==
<references/>
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:فاطمه_نیک}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای ایران]]