بسمه تعالی{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام: فرد = رضا عابدی|تصویر = ث24.jpgنام پدر|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: محمدپرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = نام مادر: فاطمه سلطان|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] محل |تولد: = قزوین تاریخ تولد ۱۳۳۹[[زادروزهای|1339/۰۶06/۰۶06]] محل شهادت؛ |شهادت = عراق، شرق رود دجله تاریخ شهادت[[الگو: ۱۳۶۳شهدای 26اسفند|1363/۱۲12/۲۶26]] |وفات = استان |مرگ = |محل شهادت - شهر = [[عراق]] |محل شهادت -دفن = گلزار شهداى قزوین|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = وضعیت تاهل مجرد |طول خدمت = |درجه نظامی = |سمتها = بسیجی،نیروی واحد مهندسی رزمیتحصیلات سوم متوسطه رشته -|جنگها = |نشانهای لیاقت = عملیات سال تفحص|عملیات =|فعالیتها = محل کار بنیاد تحت پوشش|تحصیلات = سوم متوسطه|تخصصها = مزار شهید قزوین – قزوین|شغل = rId4|خانواده = }}==زندگی نامه==
عابدی، رضا : ششم شهریور [[۱۳۳۹]] ، در شهر [[قزوین]] به دنیا آمد . پدرش محمد، تعمیرکار خودرو بود و مادرش فاطمهسلطان نام داشت . تا سوم متوسطه درس خواند . از سوی [[بسیج]] در جبهه حضور یافت . بیست و ششم اسفند [[۱۳۶۳]] ، با سمت نیروی واحد [[مهندسی رزمی]] در [[شرق رود دجله]] عراق بر اثر اصابت [[ترکش]] به صورت، [[شهید]] شد . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .
==وصیت نامه==
[[شهید رضا عابدی]] : اى مادرم ! نمى گویم که برایم گریه نکن؛ ولى از تو مى خواهم رفتارت به گونه اى باشد که دشمنان اسلام خوشحال نشوند؛ بدان که شجاعت و دلیریّت براى من ثابت شده است . ... و شما اى پدر عزیزم، پدر حزب اللهى ام ! راهى را که مى روى ادامه بده و بدان که این راه، همان راه انبیا و اولیا و دوستداران اسلام است . ... و برادرم على جان ! عذر مى خواهم که شما را تنها مى گذارم . در مدتى که بودم، خیلى دوست داشتم موقعیتى پیش مى آمد و با هم در [[سنگرهاى اسلام]] علیه کفر مى جنگیدیم و با این کار چشم دشمنان اسلام را کور مى کردیم . به تمام دوستان و فامیلم سفارش مى کنم که در زندگى فقط برای به دست آوردن مادیات قدم بر ندارند و بدانند که امروز درخت اسلام به خون احتیاج دارد و من و تو اى برادر ! باید خون خود را بدهیم تا - ان شاء الله - اسلام عزیز به تمام کشورها صادر شود . سفارش دیگر من این است که نماز را به پا دارید؛ چرا که در قرآن در این باره خداى متعال فرموده است : « [[ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنکر]] » و تا آن جا که مى توانید نماز جماعت را به پا دارید که : « [[یدالله مع الجماعه]] » . من این راه را آگاهانه انتخاب کردم و مدتى هم چون ابوالفضل ( ع ) که سقاى کربلا بود، براى [[رزمندگان]] یخ مى بُردم و چند ماهى هم در ستاد بازسازى بودم؛ ولى به خواست خدا موفق شدم در این [[عملیات]] شرکت کنم و از خداوند متعال مى خواهم توفیق دهد تا بتوانم خون خود را در این راه هدیه کنم . اى کاش صدها بار مى مُردم و زنده مى شدم تا بتوانم کمى از دِینِ خود را - که نسبت به انقلاب دارم - اَدا کنم . این که شهادت نصیبِ هر کسى نمى شود، حقیقت است و در واقع شهادت مانند شربت گوارایى است که در هواى گرم به یک فرد تشنه می دهند و چقدر این شربت لذَّت بخش و گوارا است و باید یادآورى کنم که هدف از این گفته ها، قهرمان پَرورى نیست ! خانواده ی عزیزم ! مى خواهم از طرف من از تمام دوستان و آشنایانم حلالیت بطلبید . در مجالسى که برگزار مى کنید، برایم طَبَق چراغ و علامت نگذارید و تا حد امکان خرج زیادى نکنید و پولش را زیر نظر حاج محمود برادران براى بازسازى مناطق جنگ زده مصرف کنید؛ چون من واقعاً پیش این ملت عزیز - که خانه های شان در [[جنگ تحمیلى]] به دست صدامیان جنایتکار ویران شده است - شرمنده و خجالت زده ام که در این جنایت نه فقط صدام، بلکه آمریکا، شوروى و تمام کشورهاى امپریالیستى، صهیونیستى و سران مرتجع عرب نیز شرکت داشتند . به امید زیارت [[کربلا]] و [[قدس]] عزیزتوسط تمامى برادران و خواهران حزب الله . (۱۴۹۰۹۰۶) حاج رضا عابدى ۵/۱۱/۶۱<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1296 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین==پانویس==<references />
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1296= ردهها =={{ترتیبپیشفرض:رضا_عابدی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان قزوین]]