شهید علی شریفی: تفاوت بین نسخهها
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱۴: | سطر ۱۴: | ||
| − | موضوع : متفرقه ، نوجوانی | + | موضوع : متفرقه ، نوجوانی<ref>منبع: قربانگاه عشق، صفحه:164</ref><ref>نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا</ref> |
| − | |||
| − | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۹
نوجوانی شهید علی شریفی
پدرش می گوید: در طول مدتی که در محله خودمان زندگی می کردیم، علی آقا برای همه شناخته شده بود؛ خصوصاً به لحاظ ادب و تواضعی که نسبت به من و مادرش داشت. از سر کار که به منزل می آمدم، معمولاً علی توی کوچه با هم سن و سالهایش، مشغول بازی بودند. تا چشمش به من افتاد، بازی را رها کرد و می دوید به طرف من. خیلی مودب سلام می داد و می رفت بطرف منزل تا آمدن من را اطلاع بدهد. این کار علی، معمولا هر روز با آمدن من تکرار می شد، فرقی نمی کرد کجای بازی باشد. بچه های هم سن و سالش حسابی تحت تاثیر این حرکت علی قرار گرفته بودند .[۱]
موضوع : خانواده ، والدین
نوجوانی شهید علی شریفی
پدرش می گوید : در طول مدتی که در محله خودمان زندگی می کردیم، علی آقا برای همه شناخته شده بود؛ خصوصاً به لحاظ ادب و تواضعی که نسبت به من و مادرش داشت. از سر کار که به منزل می آمدم، معمولاً علی توی کوچه با هم سن و سالهایش، مشغول بازی بودند. تا چشمش به من افتاد، بازی را رها کرد و می دوید به طرف من. خیلی مودب سلام می داد و می رفت بطرف منزل تا آمدن من را اطلاع بدهد. این کار علی ، معمولا هر روز با آمدن من تکرار می شد، فرقی نمی کرد کجای بازی باشد. بچه های هم سن و سالش حسابی تحت تاثیر این حرکت علی قرار گرفته بودند .[۲]
موضوع : متفرقه ، نوجوانی[۳][۴]
پانویس
- ↑ قربانگاه عشق، صفحه:164
- ↑ قربانگاه عشق، صفحه:164
- ↑ منبع: قربانگاه عشق، صفحه:164
- ↑ نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا