ویرایش‌ها

شهید رسول فرجی

۹۰۴ بایت اضافه‌شده، ‏۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۱
بسمه تعالی {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = رسول فرجی|تصویر =ب2.jpgنام پدر امیر خان|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانینام مادر شهره بانو|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]محل شهادت فاو محل |تولد آبیک - = آبیک،روستای خوزنان تاریخ تولد ۱۳۴۲[[زادروزهای|1342/۰۴04/۰۶06]]  محل |شهادت فاو تاریخ شهادت ۱۳۶۴ = عراق،بصره،فاو[[الگو:شهدای 21بهمن|1364/۱۱11/۲۱21]] |وفات = |مرگ = استان |محل شهادت بصره شهر = [[عراق]] |محل شهادت فاودفن = گلزار شهداى آبیک،روستای خوزنان|مفقود = وضعیت تاهل مجرد |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه نظامی = |سمت‌ها = بسیجیتحصیلات سوم راهنمائی رشته -|جنگ‌‌ها = |نشان‌های لیاقت = عملیات سال تفحص|عملیات‌ =|فعالیت‌ها = محل کار بنیاد تحت پوشش|تحصیلات = سوم راهنمایی|تخصص‌ها = مزار شهید قزوین - آبیک – خوزنان|شغل = کارگر کارخانه|خانواده = rId4}}
==زندگی نامه==
فرجی، رسول : ششم تیر ۱۳۴۲ ، در روستای خوزنان از توابع شهر [[آبیک ]] به دنیا آمد . پدرش امیرخان و مادرش شهره‌بانو نام داشت . تا پایان دوره راهنمایی درس خواند . کارگر کارخانه بود . از سوی [[بسیج ]] در [[جبهه ]] حضور یافت . بیست و یکم بهمن ۱۳۶۴ ، در [[فاو ]] [[عراق ]] بر اثر اصابت [[ترکش ]] به شکم و دست، [[شهید ]] شد . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .
==وصیت نامه==
شهید، [[شهید رسول فرجی ]] : مادرم ! می دانم که در دل شب های سیاه و فقر و تنگدستی، چه زحماتی برای ما کشیدی؛ آن همه رنج و زحمت - در شب ها و روزها - که طی این چند سال صرف پرورش و تربیت ما کردی . گرچه من نتوانستم فرزند لایقی برای شما و در کنار شما باشم و - دست در دست همدیگر - رنج چندین ساله ی بازوان خسته ات را بِه دَر کنم؛ ولی مادرم ! زنان بزرگ تاریخ و اسلام را یادآر که تمامی آنها در سخت ترین شرایط، امتحان شدند و حال شما هم در مرحله ی امتحان قرار گرفتی؛ محکم و استوار باش و از [[حضرت زینب ( س ) ]] درس بگیر . خاطرات جانگداز کربلا را به یادآر که آن شیرزن قهرمان - محکم بسان کوه استوار - در مقابل حوادث استقامت کرد و از مرگ عزیزان تا رنج و خونِ دل خوردن اسیران، همه را مشاهده کرد . انتظار دارم شما هم زینب وار با حوادث برخورد کنی . برادر جان ! شما خوب می دانی که این انقلاب و جنگ با چه سرمایه ای از خون شهیدان به اینجا رسیده است و سزاوار نیست ما هم بنشینیم و دشمنان اسلام همه با هم بیعت کنند و کمر به نابودی اسلام ببندند؛ چرا که همه - از دشمنان خارجی تا منافقین داخلی - در فکر نابودی این [[انقلاب ]] هستند و برای رسیدن به این هدف از هیچ جنایتی کوتاهی نمی کنند و اگر در چنین شرایطی - خدای ناکرده - کمی غفلت کنیم، به [[اسلام ]] عزیز ضربه خواهیم زد . ... و اما شما ای برادران ! اسلحه ی زمین افتاده ی مرا بردارید و تمام پرچم های به زمین افتاده ی [[شهیدان ]] را برافراشته کنید و راه آنان را با استقامت ادامه دهید که آنها فقط به خاطر الله و عشق به اسلام و [[دفاع ]] از آب، خاک و حیثیت مسلمین قدم در این راه گذاشتند . تقوا را پیشه کنید و بیشتر به معنویت فکر کنید که دنیا و اموالش ارزشی ندارند . سنگرم را پُر کنید و بیشتر به مسأله ی [[جهاد ]] بیندیشید و با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح برگیرید و برخیزید و با دشمنان اسلام، به خصوص منافقین کوردل بجنگید و هر عملی که انجام می دهید، خالص برای خدا باشد . خواهرم ! اگر چه تو توان سلاح در دست گرفتن را نداری؛ ولی می توانی با حجابت یک انسان تکامل یافته و الگویی با ارزش برای دیگران باشی و اگر چه حضور در [[سنگر ]] برایت مقدور نیست؛ اما می توانی در [[سنگر ]] عفّت و نجابت، بهترین [[پاسدار ]] حرمت خون [[شهیدان ]] باشی و اگر چه فریاد « الله اکبر » تو در [[جبهه ]] ها به گوش دشمنان نمی رسد؛ ولی می توانی پشت [[جبهه ]] بر سر عوامل فساد و بی بند و باری فریاد بکشی و اجازه ندهی که پا روی خون های مطهر [[شهدا ]] بگذارند . در همین جا دفتر زندگانی دنیای من بسته می شود؛ اما مرحله ی بعدی، وفای به عهدِ شما است که حافظ گفته ها و خون های همه [[شهیدان ]] باشید . از [[ولایت فقیه ]] قاطعانه حمایت کنید؛ هوادار خالص مخلص امام باشید و اتحاد و همبستگی را سرلوحه ی کارهایتان قرار دهید . (۱۵۶۰۱۸۶) رسول فرجی<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1336 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین==پانویس==<references />
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1336
== رده‌ها ==
۱٬۴۲۱
ویرایش