نام : سیدعلیرضا
نام خانوادگی : حسینیان
نام پدر : سیدقاسم
محل تولد : تربت حیدریه
تاریخ شهادت : 1369/02/12
مکان شهادت : نشکولان
خاطرات:
نام : سیدعلی حسینیان فرزند : شریف متولد : 1344/6/1 در میغان تحصیلات : حوزوی تاهل : مجردیگان: سپاه شاهرود-تیپ17علی ابن ابیطالباوائل انقلاب که نیرو های شاه به بیمارستان امام رضا(ع)مدت حضور : 7 ماه و 5 روزمسئولیت : رزمنده نوع عضویت : بسیجی نوع شغل : طلبه تاریخ شهادت : 1361/4/27محل شهادت : پاسگاه زیدعملیات : رمضان محل دفن : شاهرود میغان ==وصیت نامه== بسم الله الرحمن الرحیم(و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد ) حمله کرده بودند بعد از مردم کسانی هستند ظهر بود که جان هایشان را می فروشند تا رضای خدا را به دست آورند، من و خدا [ نسبت ] به بندگانش رئوف علیرضا و مهربان است. سلام بر حضرت محمد رسول الله (ص) ، سلام بر حضرت علی (ع) ولی خدا و فرزندانش حسن و حسین (ع) سلام بر همه شهیدان اسلام، به خصوص شهدای گلگون کفن کربلا مادرم که راهشان الگوی تمام پیروان ولایت است. سلام همان روز جهت زیارت به مشهد آمده بود به بزرگ رهبر عالم بشریت حضرت مهدی « سلام الله علیه » و سلام بر نایبش حضرت آیت الله امام خمینی، که ادامه دهنده راه جد بزرگوارش ابا عبدالله الحسین (ع) است و نمونه مجسم اسلام راستین بیمارستان رفتم در برابر همه شهیدان تاریخ و انقلاب اسلامی ایران آنجا مطلع شدیم که با نثار خون خود نظام طاغوتی و اسارت بار ستمشاهی که بر پایۀ کفر و شرک و بت پرستی استوار بود، فروشگاه ارتش را به رهبری امام خمینی ویران نمودآتش کشیده اند . و اما این زمان [ مزدور] دیگری از [ سوی] امریکا علیرضا به نام صدام کافر در مقابل فرزند راستین امام حسین (ع)، امام خمینی قرار گرفته [ تا] بتواند با حمله به انقلاب اسلامی، نقشه ارباب خود آمریکا را به اجرا درآورد و صدای « هل من ناصر ینصرنی » [ امام ] بلند است گفت: بیا برویم و من برای دفاع از اسلام و برای اینکه فرموده امام کمک کنیم اجناس را لبیک گویم، در مقابل هجوم کفار بعثی [ از] کشور اسلامی در غیبت کبرای امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) و نایب برحقش ولی فقیه برای جهاد در راه خدا و اجراء قانون اسلام ، آگاهانه به میدان جنگ با دشمنان خدا و اسلام رفتم تا وظیفه شرعی خود خارج کنیم. مارفتیم اجناس را انجام دهمخارج کردیم . و اما سپس علیرضا به من گفت: شما ای برادران و خواهران مسلمان این شما هستید که باید همچنان یار و یاور این نعمت بزرگ الهی و این برکت خداوندی یعنی امام بزرگوارمان خمینی عزیز باشیدبا مادر به خانه بروید . در خاتمه من اینجا جهت نگهبانی از پدر و اجناس می مانم . وقتی به خانه آمدیم دیدیم مادر و خواهرانم می خواهم که راه مرا ادامه دهند و م مقداری قند از خط امام جدا نشوند و نمازهای آن اجناس با خود را سر وقت بخوانند، شما ناراحت من نباشید و باید افتخار کنید که پسرتان در راه خدا و عشق امام زمانش جان خود را در راه اسلام داد و من همه شما را در روز قیامت مهمان خدا می کنمبه منزل آورده است. امام را دعا کنید . [ از] برادرانم می خواهم که راه مرا ادامه دهند و اسلحه ام ساعت 11 شب بود که علیرضا به زمین افتاده، بلند کنند خانه آمد و جای مرا پر کنند. از خواهرانم می خواهم که پیام مرا با شنیدن این موضوع خیلی ناراحت شد و گفت: به گوش جهانیان برسانند . همانند زینب (س) باشید . خدایا تو من الان باید قند را شکر می گزارم که به راه هدایتت به صراط مستقیم هدایتم فرمودی و از ظلمات به سوی نور خارجم کردی ببری و در آغاز تیرگی قلبم را به نور یقینت روشن گردانیدی . تو را شکر می گزارم همان جایی که توفیقم دادی برداشته ای بگذاری هر چه اصرار کردیم که از همین جوانی مشی تو را که [ برایم ] بزرگ ترین افتخار شب حکومت نظامی است شیوه خود کنم، فقط تو را بپرستم و خطر دارد صبح می بریم ولی ایشان گفت: از تو یاری طلبم . خدایا تو را شکر می گذارم کجا معلوم که پیش جدم و مادرم فاطمه زهرا(س) شرمنده نباشم در حقم لطف فرمودی ما تا راه مولایم علی (ع) را بروم صبح زنده باشیم و در مسیری که او برایم ترسیم فرموده است گام بردارم و عاشق او باشم، عاشق خلاصه همان نصف شب های او دلباخته روزهای پرغوغای او . خدایا تو ما را شکر وادار کرد که راه امام حسین (ع) یک ماشین کرایه کردیم و فاطمه (س) را به من نشان دادی دریابم که شهادت سعادتی است که شامل خواص اولیاء تو می شود رفتیم و نصیب هرکس نمی شود . ما درس شهادت قند را از اباعبدالله (ع) آموخته ایم و اکنون که به سوی کربلای او روانیم از تو آرزوی آموزگارمان شهادت دارم. بخشنده ترین بخشنده ها- ای دانای رازهای نهانی، در خاتمه لزومی نمیبینم که سفارش کنم ( نگران نباشید سر جایش گذاشتیم و صبر پیشه کنید، زیرا نقصان و کاستی در میان نیست . شبش از شما انتظار دارم لطف خدا را سپاس گویید و شاکر باشیدمادرم معذرت خواهی کرد .) ( والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته ) التماس دعا دارمسیدعلی حسینیان یادداشت های شهید: آنانکه برای خویشند و با خویشند سر خود بگیرند و بروند - که فردا روز بی خویشتنیست. شهیدان بمانند، که شکستن مادرم هم صورت او را می توانندبوسید .منبع سایت شهدای سمنان:یاران رضا http://www.3000shahidyaranereza.ir/martyr/bio/2759ShowSoldier.aspx?SID=7339