شهید جعفر شلویری: تفاوت بین نسخهها
Jafari9809 (بحث | مشارکتها) |
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۳۸: | سطر ۳۸: | ||
شهید جعفر شلویری: شهادت میدهم و واقعی میدانم روز رستاخیز را، یعنی روزی که همه به سوی او بر میگردند، مردگان زنده خواهند شد و پاداش و کیفر اعمالشان به آنها داده خواهد شد. و این را واقعهای میدانم که هر کس خدا را دوست داشته باشد، خدا او را دوست خود میگیرد | شهید جعفر شلویری: شهادت میدهم و واقعی میدانم روز رستاخیز را، یعنی روزی که همه به سوی او بر میگردند، مردگان زنده خواهند شد و پاداش و کیفر اعمالشان به آنها داده خواهد شد. و این را واقعهای میدانم که هر کس خدا را دوست داشته باشد، خدا او را دوست خود میگیرد | ||
| − | و عاشق خدا میشود و خدا عاشقش را نزد خود میبرد و خون بهای او در دنیای فانی میشود. در پایان سخنی با پدر و مادرم که به حق زحمت بسزایی برای اینجانب کشیدهاند، دارم. همانطور که به پدر و مادرم، گفته بودم، من راضی به رضای خدا هستم، هر طور که او بخواهد. امیدوارم توانسته باشم یکی از آنهایی که خدا دوستشان دارد بشوم. مادر و پدرم، اگر شهید شدم، گریه کنید، اما طوری که دشمن شاد نشود و چون تک فرزند پسرتان هستم، امید است بتوانید این امانت خدا را در راه خدا بدهید و از این بابت ناراحت نباشید که خونبهای شهید، خداست. و از شما تقاضا دارم زحماتی که برای من کشیدهاید، حلال کنید. یک مقدار پول به علی آقا عابدی بدهکار هستم ولی به دیگران را یادم نیست، هر کس که طلب کرد به او بدهید و از کسانی که از اینجانب طلب دارند، در خواست میشود که مطالبه کنند. | + | و عاشق خدا میشود و خدا عاشقش را نزد خود میبرد و خون بهای او در دنیای فانی میشود. در پایان سخنی با پدر و مادرم که به حق زحمت بسزایی برای اینجانب کشیدهاند، دارم. همانطور که به پدر و مادرم، گفته بودم، من راضی به رضای خدا هستم، هر طور که او بخواهد. امیدوارم توانسته باشم یکی از آنهایی که خدا دوستشان دارد بشوم. مادر و پدرم، اگر شهید شدم، گریه کنید، اما طوری که دشمن شاد نشود و چون تک فرزند پسرتان هستم، امید است بتوانید این امانت خدا را در راه خدا بدهید و از این بابت ناراحت نباشید که خونبهای شهید، خداست. و از شما تقاضا دارم زحماتی که برای من کشیدهاید، حلال کنید. یک مقدار پول به علی آقا عابدی بدهکار هستم ولی به دیگران را یادم نیست، هر کس که طلب کرد به او بدهید و از کسانی که از اینجانب طلب دارند، در خواست میشود که مطالبه کنند.<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1741 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref> |
| − | |||
| − | + | ==منبع== | |
| + | <references /> | ||
| + | |||
==رده== | ==رده== | ||
{{ترتیبپیشفرض:جعفر_شلویری}} | {{ترتیبپیشفرض:جعفر_شلویری}} | ||
نسخهٔ ۱۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۰
بسمه تعالی
نام جعفر شلویری
نام پدر عباس
نام مادر کبری
محل شهادت ام الرصاص
محل تولد قزوین تاریخ تولد ۱۳۴۶/۰۲/۲۶
محل شهادت ام الرصاص تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۱۰/۰۴
استان محل شهادت بصره شهر محل شهادت -
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات کارشناسی رشته الکترونیک
عملیات سال تفحص 1376
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین –
محتویات
زندگی نامه
شلویری، جعفر: بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۴۶، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش عباس و مادرش کبرا نام داشت. دانشجوی دوره کارشناسی در رشته الکترونیک بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، در امالرصاص عراق به شهادت رسید. پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند سال ۱۳۷۶و پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
شهید، جعفر شلویرى: من راضى به رضاى خدا هستم؛ هر طور او بخواهد. امیدوارم توانسته باشم یکى از آن هایى بشوم، که خدا دوست شان دارد. مادر و پدرم! اگر شهید شدم، گریه کنید؛ اما آن طور که دشمن شاد نشود؛ چون تک فرزند پسرتان هستم! امید است بتوانید این امانت خدا را در راه خدا بدهید و از این بابت ناراحت نباشید، که خون بهاى شهید خداست.۱ (۱۴۳۹۳۹۱) ۲۶/۹/۶۵
آثار
شهید جعفر شلویری: شهادت میدهم و واقعی میدانم روز رستاخیز را، یعنی روزی که همه به سوی او بر میگردند، مردگان زنده خواهند شد و پاداش و کیفر اعمالشان به آنها داده خواهد شد. و این را واقعهای میدانم که هر کس خدا را دوست داشته باشد، خدا او را دوست خود میگیرد
و عاشق خدا میشود و خدا عاشقش را نزد خود میبرد و خون بهای او در دنیای فانی میشود. در پایان سخنی با پدر و مادرم که به حق زحمت بسزایی برای اینجانب کشیدهاند، دارم. همانطور که به پدر و مادرم، گفته بودم، من راضی به رضای خدا هستم، هر طور که او بخواهد. امیدوارم توانسته باشم یکی از آنهایی که خدا دوستشان دارد بشوم. مادر و پدرم، اگر شهید شدم، گریه کنید، اما طوری که دشمن شاد نشود و چون تک فرزند پسرتان هستم، امید است بتوانید این امانت خدا را در راه خدا بدهید و از این بابت ناراحت نباشید که خونبهای شهید، خداست. و از شما تقاضا دارم زحماتی که برای من کشیدهاید، حلال کنید. یک مقدار پول به علی آقا عابدی بدهکار هستم ولی به دیگران را یادم نیست، هر کس که طلب کرد به او بدهید و از کسانی که از اینجانب طلب دارند، در خواست میشود که مطالبه کنند.[۱]