ویرایشها
شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم.
شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم.