*یک روز من به همراه چند تا از دوستانم وقتی از مدرسه تعطیل شدیم رفتیم بیرون برای چیدن گل لاله وقتی گل لاله چیدیم و به خانه برگشتیم .دیدم حال مادرم طوری دیگری است گفتم چه شده است . مادرجان! گفت: چند نفر آمدند و به من گفتند؛ پدرت مفقود شده است که اصلاً آن روزیادم نمی رود.
منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11825سایت یاران رضا] </ref> ==پانویس==<references />