شهید سید علی رضا حسینیان: تفاوت بین نسخهها
Agbashlo98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | نام | + | |نام فرد = سید علی رضا حسینیان |
| − | + | |تصویر = | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | |
| − | + | |شهرت = | |
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد = [[تربت حیدریه]] | ||
| + | |شهادت = [[۱۳۶۹/۲/۱۲]]، [[نشکولان]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر[[سید قاسم]] | ||
| + | }} | ||
| + | |||
خاطرات: | خاطرات: | ||
نسخهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۷
| سید علی رضا حسینیان | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | تربت حیدریه |
| شهادت | ۱۳۶۹/۲/۱۲، نشکولان |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدرسید قاسم |
خاطرات:
اوائل انقلاب که نیرو های شاه به بیمارستان امام رضا(ع) حمله کرده بودند بعد از ظهر بود که من و علیرضا و مادرم که همان روز جهت زیارت به مشهد آمده بود به بیمارستان رفتم در آنجا مطلع شدیم که فروشگاه ارتش را به آتش کشیده اند . علیرضا به من گفت: بیا برویم و کمک کنیم اجناس را خارج کنیم. مارفتیم اجناس را خارج کردیم . سپس علیرضا به من گفت: شما با مادر به خانه بروید . من اینجا جهت نگهبانی از اجناس می مانم . وقتی به خانه آمدیم دیدیم مادر م مقداری قند از آن اجناس با خود به منزل آورده است. ساعت 11 شب بود که علیرضا به خانه آمد و با شنیدن این موضوع خیلی ناراحت شد و گفت: به من الان باید قند را ببری و در همان جایی که برداشته ای بگذاری هر چه اصرار کردیم که شب حکومت نظامی است و خطر دارد صبح می بریم ولی ایشان گفت: از کجا معلوم که ما تا صبح زنده باشیم و خلاصه همان نصف شب ما را وادار کرد که یک ماشین کرایه کردیم و رفتیم و قند را در سر جایش گذاشتیم و شبش از مادرم معذرت خواهی کرد . و مادرم هم صورت او را بوسید .[۱]