ویرایشها
تاریخ تولد : 1338/03/01
نام : محمدابراهیم محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : چروی تاریخ شهادت : 1361/05/25 نام پدر : زینالعابدین مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : آرپیجیزن ـ ادوات
گلزار : شهداء
به یاد دارم دفعه دومی بود که به مرخصی می آمد پدرش به او گفت: محمد جان تو باید همسری اختیار کنی و او زیر بار نمی رفت تا بلاخره با اصرار زیاد او قبول کرد که ازدواج کند بعد از مراسم او حدود یک هفته اینجا ماند و بعد از آن به سبزوار رفت تا از آنجا اعزام شود پدرش قبل از رفتن به او می گفت: شما حقت را به جبهه و جنگ ادا کرده ای و دیگر لازم نیست بروی شما اینجا بمان و از بچه ها و خانواده مراقبت کن من میروم . او هم قبول کرد که در روستا بماند پدرش تمام کارههای سفر را انجام داد و روز اعزام که شد محمد ابراهیم به پیش او رفت و گفت : من نمیتوانم در ایجا طاقت بیاورم من هم می آیم با این حرف پدرش را از رفتن وا داشت و خودش به منطقه رفت.
زمانی که به مکه مشرف شدم به خاطر اینکه او را نمی دیدم تا با او خدا حافظی کنم خیلی نارا حت بودم در آنجا خواب دیدم که محمد ابراهیم آمد وبه من گفت مادر جان چرا ناراحت هستید شما باید افتخار کنید ودر این مکان مقدس برای من دعا کنید نه اینکه ناراحت باشید وقتی شما گریه می کنید به من خرده می گیرند ونمی توانم به بیت الاحزان بروم خواهشی که از شما دارم این است که دیگر ناراحت نباشید وگریه نکنید چون اگر شما ناراحت باشید من هم ناراحت هستم در همین لحظه از خواب بیدار شدم.
تقریبا دو هفته قبل از مفقود شدن محمد ابراهیم در خواب او را دیدم که به همراه خانم ومادر وبرادرم می خواهیم به راهپیمایی برویم . ایشان یک دستمال سفید بر پیشانی بسته است ومن هم یک بچه در بقل دارم به او گفتم کمی صبر کن تا من این بچه را به پدرش بسپارم وبیایم محمد ابراهیم گفت نه خواهر جان من میروم چون میترسم از قافله جا بمانم شما برو وبچه ات رابگذار وبا مادر وبقیه بیا از آنها جدا شدم وچند قدمی نیامده بودم که از خواب بیدار شدم.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6240 سایت یاران رضا]</ref>