« زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست » امام خامنه ای
سوم اردیبهشت ماه سال چهل و هفت بود روستای شوش بلاق در هوای عطر آلود بهاری نفس می شید و درختان سبز پوش گیسوان دراز خویش را به دست نسیم اردیبهشت ماه سپرده بودند که در خانه براتعلی کشاورز شوش بلاقی طفلی چشم به جهان گشود که او را مرحمت نام نهادند آخر پال دلان مؤمن در نامگذاریها نیز سپاس حق فراموششان نمی گردد پدر نوزاد را نتیجه عنایت حق تلقی کرد و او را مرحمت نامید .
طفل به راه افتاد و کوچه های خاکی روستا بوسه ها بر پای کودکانه او می زدند مزارع سرسبز روستا و نوازشهای پدر و مادر مومنه اش بنام مصدوره اسدی تصاویر کتاب خاطرات دوران کودکی او بودند به مدرسه ابتدایی روستای شوش بلاقی رفت و سالها از پی هم سپری شدند . متاسفانه به دلیل نبود مدرسه راهنمایی در محل سکونت مرحمت بعد از پایان دوره تحصیلات ابتدایی ناگریز مجبور به ترک تحصیل شد .
چرخ دوّار بازیها بر انگیخت و طرحها ریخت اما پرداختن به دنیا و طرحها و بازیهایش از آن دنیا مداران به مرحمت جز پشتکاری برای انجام کارهای کشاورزی و ایمانی پاک و منزه از چیزی از دنیا را ارزش قائل نبود . او در سن 18 سالگی به خحدمت سربازی رفت . دوران اوج جنگ تحمیلی بود و جبهه ها تبدیل شده بود به محل خود آزمائی نفس و ایمان به عرصه هایی برای آزمودن مردی و وقت ایثار بود و باطل ستیزی مرحمت در خدمت سربازی در تیپ 2 گردان 188 ارتش ارومیه بود روزهایش تقسیم شده بود به راز و نیاز کردن با حق و تمرین تیراندازی . پیشانی بر سجده بود و دست به سلاح، او سربازی دلاوری بود و در دهلران به عنوان رزمنده ایفای وظیفه می نمود موقعیت حساس بود دشمن مثل مار زخم دیده شده بود غیرتها اغیار را در حریم خویش بر نمی تافتند . مرحمت نیز از این غیرت مداران بود او به نیرو ی عشق و به قوت ایمان و حمیت می جنگید . ایشان قبل از خدمت سربازی یک بار به مدت 40 روز با شناسنامه برادرش عازم جبهه های کردستان شده بودند ولی به خاطر سن کم مرحمت مسئولان بسیج مانع اوامر مرحمت در جبهه ها شدند . روز بیست و سه اردیبهشت ماه سال شصت و هفت شاهد جلوه گری می کرد . آری در وجب به وجب منطقه دهلران عشق حماسه ها می آفرید و شهادت میدان داری می کرد . معیار با حق فرا رسیده بود ترکشی بر سینه مرحمت نشست . شاهد شهادت را در آغوش کشید و حجله عشق را به سرخترین رنگ آراست . شش رزو بعد دریایی از انسانها پیکر او را بر دوش خویش روان ساختند و در زادگاهش ( شوش بلاق ) به خاک سپرند و صفحه دیگری از متاب افتخارات خویش را رقم زد .
روحش شاد و یادش گرامی باد.