کد شهید: 6519839 تاریخ تولد : {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = غلامرضا سلامی|تصویر = |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: غلامرضا محل پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد : = [[مشهد]]نام خانوادگی : سلامی تاریخ |شهادت : 1365 = [[۱۳۶۵/04۴/16۱۶]]نام پدر : علیاکبر مکان شهادت : |وفات = |مرگ = |محل دفن = [[بهشت رضا]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : = |تخصصها = |شغل : = دانش آموز یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمندهگلزار : بهشترضا|خانواده = نام پدر[[علی اکبر]]}}
خاطرات:
آن قدر این طرف و آن طرف زد تا بالاخره قرار شد به جبهه اعزام شود موقع رفتن به من گفت: مادر گریه نکن گفتم: باشد به خانه آمدم و هنگام ظهر بعد از نماز خوابیدم در عالم خواب و بیداری دیدم که یکی روی صورتم دست می کشد فکر کردم محمّد آمده است یک دفعه از خواب پریدم تا دستش را بگیرم دیدم غلامرضا نشسته و گریه می کند گفتم: مادر مگر تو نرفتی گفت: نه من را اعزام نکردند گفتم: چرا؟ گفت: علّتش را به من نگفتند خیلی بی قرار بود می گفت من از دوستانم خداحافظی کردم چرا من را نمی برند گفتم: تو هنوز کوچکی گفت: نه من عقب ماندم.