[[شهید قنبر صداقت ]]
==زندگینامه==فرزند ابوالقاسم، در تاريخ 1338/11/09 در میانده بخش نوبندگان از توابع شهرستان فسا، [[فسا]] ، به دنیا آمد و بزرگ شد. پدرش کارگری شريف و زحمت كش بود كه از اين طريق به امرار معاش خانواده مي پرداخت. تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم ادامه داد و سپس به خدمت مقدس سربازی رفت. قنبر جوانی پاک، بی آلایش و مهربان بود و در دوران انقلاب گوش به فرمان رهبر کبیر انقلاب، حضرت [[امام خمینی (ره) ]] بود. در تظاهرات علیه شاه ملعون و پخش سخنرانی های امام در اعلامیه ها و نوار کاست در بین مردم فعالیت بسیار داشت. او در بسیج پایگاه محل زادگاه خود فعالیت بسیار داشت و شب ها نگهبانی می داد.[[شهید قنبر صداقت ]] با شروع جنگ تحمیلی و به نسبت وظیفه سربازی که به عهده داشت به جبهه های کفر ستیز و دشمن شکن اعزام گردید و دلاورانه جنگید. سرانجام در تاریخ 1361/01/02 در منطقه کرخه، دشت عباس از [[عملیات فتح المبین ]] بر اثر سوختگی تمام بدن به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای میانده به خاک سپرده شد.
==خاطرات==
خاطره ===خاطره ای از شهید:===
چند روزی بود دلم هوای کربلا می کرد و به خاطره پاره ای از کارها جهت عزیمت نتوانسته بودم، ثبت نام کنم یک شب بعد از کارهای روزانه خوابیدم و آن شب شهید صداقت به خوابم آمد و گفت: بیا ببرمت کربلا، با هم رفتیم کربلا، دقیقاً همان جاهایی می رفتيم که قبلاً کسانی که رفته بودند و برایم تعریف کرده بودند. شهید به من گفت: بیا خاک کربلا را برای تبرک برای دوستان و خویشاوندان ببر و در همین لحظه از خواب بیدار شدم.
منبع:سایت نویدشاهد