ویرایشها
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = حسین جوان نامی|تصویر = کد شهید: 6509760 تاریخ تولد : |توضیح تصویر = نام |ملیت = [[پرونده: حسین محل پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد : = [[مشهد]]نام خانوادگی : جواننامی تاریخ |شهادت : 1365 = [[۱۳۶۵/11۱۱/07۷]]،[[شلمچه]]|وفات = |مرگ = |محل دفن = [[بهشت رضا]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = لشکر ۵ نصر|طول خدمت = |درجه = |سمتها = مسئول محور|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل = |خانواده = نام پدر : جعفرقلی مکان شهادت : شلمچه[[ جعفر قلی]] }}
==خاطرات==
حرمت والدين
متن کامل خاطره
یک بار که حسین آقا می خواست به جبهه برود . با پدرم برای بدرقه ی ایشان به راه آهن رفتیم . آنجا خیلی شلوغ بود حسین آقا عجله داشت که زودتر سوار قطار شود چون می ترسید از قطار جا بماند . به همین دلیل پدرم را در آغوش گرفت . صورتش را بوسید واز او خداحافظی کرد . اما فراموش کرد که از من خداحافظی کند داشت می رفت سوار قطار شود که او را صدا کردم و گفتم : حسین با من خداحافظی نکردی ایشان برگشت صورت مرا بوسید و گفت: هیچ وقت درس و مسجد را ترک نکنی از من هم خداحافظی کرد و رفت سوار قطار شد .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6139سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==