rId6
==خاطرات==
- یکی از دوستان پدرم بعد از شهادت ایشان نقل می کرند که ما در [[جزیره مجنون]] با یک قایق همراه با [[شهید محمدرضا حبیب]] و چند نفر دیگر برای انجام ماموریت به آب زده بودیم در حال انجام ماموریت بودیم که ناگهان گلوله ی [[خمپاره]] به لبه ی قایق اصابت کرد و منفجر شد و ما همگی داخل آب افتادیم دو نفر از آن ها که با من بودند از آب بیرون آمدند ولی محمد رضا بیرون نیامد هر چه صبر کردیم نیامد دوباره خودم را به آب انداختم در زیر آب دیدم که ایشان با سر داخل گلها فرو رفته است و نمی تواند خودش را بیرون بیاورد. با کمک بچه ها و با سعی زیاد توانستیم او را از آب بیرون بیاوریم. بالاخره به هر طریق بود او را به عقب انتقال دادیم و بعداز دو روز که در ICU بستری بود دعوت حق را لبیک گفته و به دیار حق شتافت .==خاطرات==
منبع - یکی از دوستان پدرم بعد از شهادت ایشان نقل می کرند که ما در [[جزیره مجنون]] با یک قایق همراه با [[شهید محمدرضا حبیب]] و چند نفر دیگر برای انجام ماموریت به آب زده بودیم در حال انجام ماموریت بودیم که ناگهان گلوله ی [[خمپاره]] به لبه ی قایق اصابت کرد و منفجر شد و ما همگی داخل آب افتادیم دو نفر از آن ها که با من بودند از آب بیرون آمدند ولی محمد رضا بیرون نیامد هر چه صبر کردیم نیامد دوباره خودم را به آب انداختم در زیر آب دیدم که ایشان با سر داخل گلها فرو رفته است و نمی تواند خودش را بیرون بیاورد. با کمک بچه ها و با سعی زیاد توانستیم او را از آب بیرون بیاوریم. بالاخره به هر طریق بود او را به عقب انتقال دادیم و بعداز دو روز که در ICU بستری بود دعوت حق را لبیک گفته و به دیار حق شتافت .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%206525 سایت یاران رضا]</ref>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6525=پانویس==<references />