ویرایش‌ها

شهید علی حافظیان فر

۵۳ بایت اضافه‌شده، ‏۲۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۷
یک روز در خیابان بدون مقدمه و بدون اینکه قبلاً با هم صحبتی کرده باشیم، علی دست مرا گرفت و به محلی برد که در حال حاضر منزل مسکونی این شهید می باشد، و در آنجا دیدم که لباسهای خودش را در آورد و خیلی مردانه و با صبر شروع کرد به کار کردن، و این هرگز از یاد من نمی رود که ایشان با کلنگ سنگهایی را که همانند سنگ معدن بود را از زمین خارج می کرد، و زمین را برای ساختن ساختمان آماده می کرد . من هم به عنوان مزاح و شوخی به علی گفتم : شما که دیگر فرصتی نداری که در این خانه زندگی کنی . علی لبخندی زد و گفت :" اگر که ما نباشیم بچه های ما خواهند بود، و بعد از آن استفاده می کنند ." پس از اتمام کارها قرار بود که هردو با هم به منطقه برویم، ولی بنا به دلایلی من زودتر از علی به منطقه رفتم، و در عملیات شرکت کردم، و علی هم پس از ما با یک حکم 5 روزه به منطقه آمد، که اگر عملیاتی بود شرکت کند و گرنه برگردد و به کارهای ساختمان بپردازد، و این نشان از عشق و علاقه ایشان نسبت به منطقه و جبهه و جنگ بود . منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6496%206496 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش