می گفتیم : پدر تو زیاد به جبهه رفته ای نمی خواهد که بروی . گفت : مگر خون من از خون شهدای دیگر رنگین تر است . باید بروم این بار هم دفعه آخر است که می روم و دیگر برنمی گردم و ان شاءالله انشاءالله شهید می شوم .
احساس مسؤليت
آخرین باری که با هم اعزام شدیم با توجه به مشکلات زندگی و وضعیتی که در زندگیش داشت من به او گفتم : که اگر امکان دارد شما بیا در تدارکات کار کن که خطرش کمتر است . او برگشت و به من گفت : من اگر بخواهم شهید بشوم چه آر پی جی زن باشم، چه در تدارکات خدمت کنم فرقی ندارد من آمده ام تا انجام وظیفه کنم .<ref>[[ http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6277|%206277 سایت یاران رضا]]</ref>
==پانویس==
<references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:حسین چلو پز}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
[[رده: شهدای شهرستان سبزوار]]