بعد از شهادت عباسعلی شبی خواب دیدم که در طرف بست پایین حرم مطهر امام رضا (ع) ایستاده است . بعد از سلام و احوالپرسی گفتم : کجا بودی ؟ گفت : پدرجان ! من داماد شدم . گفتم : پس زنت کجاست ؟ که بعداً دیدم دختری تقریباً 15 ساله کنارش ایستاده است . عباسعلی گفت : ایشان همسرم هستند . بعد از سلام و احوالپرسی با همسرش گفتم : حالا بیایید به اتفاق هم به خانه برویم که شهید گفت : الان می خواهیم به زیارت آقا برویم . انشاءا ... ان شاءالله دفعه ی بعدی خواهیم آمد که از خواب بیدار شدم
توصيه هاي شهيد
روزی در خانه نشسته بودیم که عباسعلی به شوخی به مادرش گفت : اگر من شهید شدم مرا در حرم امام رضا (ع) دفن کنید . مادرش گفت : حرم برای دفن زیاد پول می گیرد . عباسعلی گفت : نگران نباش از شهداء زیاد پول نمی گیرند . اگر شهید شدم مرا آنجا دفن کنید که همان گونه هم شد و ایشان را در حرم مطهر به خاک سپردیم . منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6666%206666 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />