شهید احمد علی حیدری: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۸: | سطر ۸: | ||
یک بار که از منطقه به روستا آمد مجروح شده بود چند روزی که در آنجا بنایی داشتیم به ما کمک می کرد . بنایی که تمام شد خواستیم به سبزوار برویم که او گفت: من نمی آیم:گفتم:چرا؟گفت:اگر قول می دهی که به کسی نگویی مجروح شده همراهت خواهم آمد چون اکثر دوست های من شهید شده اند و من شرمنده ام و خجالت می کشم که بگویم مجروح شده ام . | یک بار که از منطقه به روستا آمد مجروح شده بود چند روزی که در آنجا بنایی داشتیم به ما کمک می کرد . بنایی که تمام شد خواستیم به سبزوار برویم که او گفت: من نمی آیم:گفتم:چرا؟گفت:اگر قول می دهی که به کسی نگویی مجروح شده همراهت خواهم آمد چون اکثر دوست های من شهید شده اند و من شرمنده ام و خجالت می کشم که بگویم مجروح شده ام . | ||
در عملیات خیبر که در دل دشمن و در میان تانک ها و نفر برها قرار گرفته بودند و نزدیک بود که همگی اسیر عراقی ها شود احمد متوسل به فاطمه زهرا(س)می شود و در حال اسیر شدن از طرف خدا به او الهام شده که نباید اسیر شوی سپس از جلوعراقی ها فرار می کند و عراقی ها شروع به تیر اندازی می کنند که ناگهان اسلحه هایشان عیبی پیدا کرده و شلیک نمی کند از این فرصت احمد و بقیه همرزمانش استفاده کرده و فرار می کنند | در عملیات خیبر که در دل دشمن و در میان تانک ها و نفر برها قرار گرفته بودند و نزدیک بود که همگی اسیر عراقی ها شود احمد متوسل به فاطمه زهرا(س)می شود و در حال اسیر شدن از طرف خدا به او الهام شده که نباید اسیر شوی سپس از جلوعراقی ها فرار می کند و عراقی ها شروع به تیر اندازی می کنند که ناگهان اسلحه هایشان عیبی پیدا کرده و شلیک نمی کند از این فرصت احمد و بقیه همرزمانش استفاده کرده و فرار می کنند | ||
| − | در عملیات خیبر که در دل دشمن در میان تانکها نفر برها قرار گرفته بودند و نزدیک بود که همگی اسیر عراقیها شوند احمد متوسل به فاطمه زهرا (س) می شود و گویا به او الهام می شود که فرار کنید . عراقیها ظاهرا شروع به تیر اندازی می کنند که ناگهان اسلحه هایشان عیبی پیدا کرده و شلیک نمی کند ، احمد و بقیه همرزمانش از فرصت استفاده کرده و فرار می کنند . | + | در عملیات خیبر که در دل دشمن در میان تانکها نفر برها قرار گرفته بودند و نزدیک بود که همگی اسیر عراقیها شوند احمد متوسل به فاطمه زهرا (س) می شود و گویا به او الهام می شود که فرار کنید . عراقیها ظاهرا شروع به تیر اندازی می کنند که ناگهان اسلحه هایشان عیبی پیدا کرده و شلیک نمی کند ، احمد و بقیه همرزمانش از فرصت استفاده کرده و فرار می کنند .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7614 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7614 | + | <references /> |
==رده== | ==رده== | ||
{{ترتیبپیشفرض:احمدعلی حیدری }} | {{ترتیبپیشفرض:احمدعلی حیدری }} | ||
نسخهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۴
نام : احمدعلی محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : حیدری تاریخ شهادت : 1363/07/29 نام پدر : رمضان شغل : پاسدار یگان خدمتی : لشکر 5 نصر مسئولیت : ادوات گلزار : بهشتشهدا خاطرات: یک بار که از منطقه به روستا آمد مجروح شده بود چند روزی که در آنجا بنایی داشتیم به ما کمک می کرد . بنایی که تمام شد خواستیم به سبزوار برویم که او گفت: من نمی آیم:گفتم:چرا؟گفت:اگر قول می دهی که به کسی نگویی مجروح شده همراهت خواهم آمد چون اکثر دوست های من شهید شده اند و من شرمنده ام و خجالت می کشم که بگویم مجروح شده ام . در عملیات خیبر که در دل دشمن و در میان تانک ها و نفر برها قرار گرفته بودند و نزدیک بود که همگی اسیر عراقی ها شود احمد متوسل به فاطمه زهرا(س)می شود و در حال اسیر شدن از طرف خدا به او الهام شده که نباید اسیر شوی سپس از جلوعراقی ها فرار می کند و عراقی ها شروع به تیر اندازی می کنند که ناگهان اسلحه هایشان عیبی پیدا کرده و شلیک نمی کند از این فرصت احمد و بقیه همرزمانش استفاده کرده و فرار می کنند در عملیات خیبر که در دل دشمن در میان تانکها نفر برها قرار گرفته بودند و نزدیک بود که همگی اسیر عراقیها شوند احمد متوسل به فاطمه زهرا (س) می شود و گویا به او الهام می شود که فرار کنید . عراقیها ظاهرا شروع به تیر اندازی می کنند که ناگهان اسلحه هایشان عیبی پیدا کرده و شلیک نمی کند ، احمد و بقیه همرزمانش از فرصت استفاده کرده و فرار می کنند .[۱]