حمید صدر از دوستان این شهید می گوید: همیشه آرزوی شهادت در سر داشت از همه می خواست برایش دعا کنیم به آرزویش برسد، یادم نمی رود وقتی صبح برای اعزام به اروند کنار و شلمچه بودیم، با راویان عزاداری می کرد و میانداران نیز حاج عباس بود. بعد از مداحی گفتم خداوند تو را به آرزویت برساند که ما را به یاد شهدا انداختی، روزی می رسد برایت یادواره می گیرم.
لبخندی زد و گفت فکر نکنم، اما لیاقت شهادت را نداریم لبخندی دوباره زد و سوار ماشین شد که در همین عکسی که با عصا داشت راه می رفت از او به یادگار گرفتم. همیشه متوسل به بانو فاطمه ی زهرا (ع) می شد چه خوب هم متوسل شد طعم جانبازی را کشید و و طعم اسارت و طعم مزار بی نشان را نیز مانند مادرش فاطمه ی زهرا (ع) کشید. مدتها بعد از شهادت، پیکر این شهید به میهن اسلامی بازگشت.<ref>سایت نوید شاهد</ref>
==پانویس==
<references />