یادم هست آخرین دیداری که من با پدرم عبدا... خالقی داشتم مربوط به آخرین اعزام ایشان به جبهه است. شب آخری که ایشان قصد داشت روز بعدش به جبهه برود به درب خانه ما آمده بود ولی آن شب ما زود خوابیده بودیم و پدرم وقتی به اینجا رسیده بود و برق خاموش خانه ی ما را دیده بود دلش نیامده ما را بیدا کند و هوای به آن سردی را به خانه برگشته بود و صبح زود قبل از رفتن دوباره به خانة ما آمد و از ما خداحافظی کرد و برای بچه هایم چیزی گرفته بود به آنها داد و آنها را بوسید بعد به من گفت: دیشب آمدم تا اینجا در کنارتان باشم اما خواب بودید. به شما سفارش می کنم . راه خدا و اسلام را پیش گیرید من می روم و اگر قسمت باشد شهید می شوم و امیدوارم که شما راه مرا ادامه دهید.
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6381
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:عباس حاتمی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
[[رده: شهدای شهرستان سبزوار]]