شهید سید احمد خنیاگر: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6707278 تاریخ تولد : نام : سیداحمد محل تولد : تربت حیدریه نام...» ایجاد کرد) |
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
گلزار : | گلزار : | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | به یاد دارم در آخرین مرخصی که فرزندم سید احمد به مدت 20 روز در ماه رمضان آمده بود. بعد از اینکه 8 روز از مرخصی اش گذشت قصد کرد که به جبهه اعزام شود، هر چه ما اصرار کردیم که پسرجان 12 روز دیگر مرخصی داری بمان گفت: نه باید بروم بعد گفتم پس انشاءا... مرخصی بعد که آمدی همسرت را به خانه خواهیم آورد و مراسم عروسی ات را برپا می کنیم. شهید گفت: پدرجان من آرزوی دیگری دارم که انشاء ا... اگر برآورده شود از عروسی بهتراست، هنگامی که خدا حافظی کرد و خواست پوتین های خود را درپا کند، من با وضوح و آشکار دیدم که کفشها جلویش چرخید و جفت شدند و اینگونه شد که به دلم بات شد که ایندفعه دیگر برنمی گردد و شهید می شود که همانگونه نیزهم گردید. | + | به یاد دارم در آخرین مرخصی که فرزندم سید احمد به مدت 20 روز در ماه رمضان آمده بود. بعد از اینکه 8 روز از مرخصی اش گذشت قصد کرد که به جبهه اعزام شود، هر چه ما اصرار کردیم که پسرجان 12 روز دیگر مرخصی داری بمان گفت: نه باید بروم بعد گفتم پس انشاءا... مرخصی بعد که آمدی همسرت را به خانه خواهیم آورد و مراسم عروسی ات را برپا می کنیم. شهید گفت: پدرجان من آرزوی دیگری دارم که انشاء ا... اگر برآورده شود از عروسی بهتراست، هنگامی که خدا حافظی کرد و خواست پوتین های خود را درپا کند، من با وضوح و آشکار دیدم که کفشها جلویش چرخید و جفت شدند و اینگونه شد که به دلم بات شد که ایندفعه دیگر برنمی گردد و شهید می شود که همانگونه نیزهم گردید.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8264 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۸
کد شهید: 6707278 تاریخ تولد : نام : سیداحمد محل تولد : تربت حیدریه نام خانوادگی : خنیاگر تاریخ شهادت : 1367/03/24 نام پدر : سیدحسن مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
به یاد دارم در آخرین مرخصی که فرزندم سید احمد به مدت 20 روز در ماه رمضان آمده بود. بعد از اینکه 8 روز از مرخصی اش گذشت قصد کرد که به جبهه اعزام شود، هر چه ما اصرار کردیم که پسرجان 12 روز دیگر مرخصی داری بمان گفت: نه باید بروم بعد گفتم پس انشاءا... مرخصی بعد که آمدی همسرت را به خانه خواهیم آورد و مراسم عروسی ات را برپا می کنیم. شهید گفت: پدرجان من آرزوی دیگری دارم که انشاء ا... اگر برآورده شود از عروسی بهتراست، هنگامی که خدا حافظی کرد و خواست پوتین های خود را درپا کند، من با وضوح و آشکار دیدم که کفشها جلویش چرخید و جفت شدند و اینگونه شد که به دلم بات شد که ایندفعه دیگر برنمی گردد و شهید می شود که همانگونه نیزهم گردید.[۱]