شهید علی محمد خرسندی شامیر: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6304841 تاریخ تولد : نام : علی‌محمد محل تولد : قوچان نام خانواد...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۸: سطر ۸:
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
 
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
خاطرات:
+
==خاطرات==
 
قبل از شهادت فرزندم علی محمد خرسندی یک شب در خواب دیدم که در حیاط منزلمان درختی کاشته ام که خیلی سریع رشد کرد و بزرگ شد و من با همسرم در کنار باغچه ایستاده بودیم و آن درخت را تماشا می کردیم که یک دفعه یک مرد با اره ای که در دست داشت به طرف درخت رفت و شاخه های آنرا برید من در حال گریه کردن بودم و التماس می کردم این کار را نکن که از خواب بیدار شدم . روز بعد از آن خواب در حال بیرون رفتن از خانه بودم خبر دادند فرزندت به شهادت رسیده است ، در همان لحظه یادم از خوابی که دیده بودم آمد و فهمیدم که آن درخت که در وسط حیاط رشد کرده بود فرزندم علی محمد بود که دست اجل او را از ساقه جدا کرد .
 
قبل از شهادت فرزندم علی محمد خرسندی یک شب در خواب دیدم که در حیاط منزلمان درختی کاشته ام که خیلی سریع رشد کرد و بزرگ شد و من با همسرم در کنار باغچه ایستاده بودیم و آن درخت را تماشا می کردیم که یک دفعه یک مرد با اره ای که در دست داشت به طرف درخت رفت و شاخه های آنرا برید من در حال گریه کردن بودم و التماس می کردم این کار را نکن که از خواب بیدار شدم . روز بعد از آن خواب در حال بیرون رفتن از خانه بودم خبر دادند فرزندت به شهادت رسیده است ، در همان لحظه یادم از خوابی که دیده بودم آمد و فهمیدم که آن درخت که در وسط حیاط رشد کرده بود فرزندم علی محمد بود که دست اجل او را از ساقه جدا کرد .
یادم هست زمانیکه برق به روستا ی ما آمد و سیم کشی روستا تمام شد مسئول امور برق اعلام کرد که پدر یک شهید بیاید و کلید برق را افتتاح کند. و چون ما در آن زمان شهیدی در روستایمان نداشتیم پسرم علی محمد به من گفت : پدر جان شما به عنوان پدر شهید بروید و برق را افتتاح کنید چون من به زودی شهید می شوم .  
+
یادم هست زمانیکه برق به روستا ی ما آمد و سیم کشی روستا تمام شد مسئول امور برق اعلام کرد که پدر یک شهید بیاید و کلید برق را افتتاح کند. و چون ما در آن زمان شهیدی در روستایمان نداشتیم پسرم علی محمد به من گفت : پدر جان شما به عنوان پدر شهید بروید و برق را افتتاح کنید چون من به زودی شهید می شوم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8023 سایت یاران رضا]</ref>   
منبع: سایت یاران رضا  http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8023
+
 
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۱

کد شهید: 6304841 تاریخ تولد : نام : علی‌محمد محل تولد : قوچان نام خانوادگی : خرسندی‌شامیر تاریخ شهادت : 1363/07/25 نام پدر : حسن‌خان‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

خاطرات

قبل از شهادت فرزندم علی محمد خرسندی یک شب در خواب دیدم که در حیاط منزلمان درختی کاشته ام که خیلی سریع رشد کرد و بزرگ شد و من با همسرم در کنار باغچه ایستاده بودیم و آن درخت را تماشا می کردیم که یک دفعه یک مرد با اره ای که در دست داشت به طرف درخت رفت و شاخه های آنرا برید من در حال گریه کردن بودم و التماس می کردم این کار را نکن که از خواب بیدار شدم . روز بعد از آن خواب در حال بیرون رفتن از خانه بودم خبر دادند فرزندت به شهادت رسیده است ، در همان لحظه یادم از خوابی که دیده بودم آمد و فهمیدم که آن درخت که در وسط حیاط رشد کرده بود فرزندم علی محمد بود که دست اجل او را از ساقه جدا کرد . یادم هست زمانیکه برق به روستا ی ما آمد و سیم کشی روستا تمام شد مسئول امور برق اعلام کرد که پدر یک شهید بیاید و کلید برق را افتتاح کند. و چون ما در آن زمان شهیدی در روستایمان نداشتیم پسرم علی محمد به من گفت : پدر جان شما به عنوان پدر شهید بروید و برق را افتتاح کنید چون من به زودی شهید می شوم .[۱]


پانویس

  1. سایت یاران رضا