ویرایش‌ها

شهید محمد علی کدخدازاده

۲۲۷ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۲
شهید محمدعلی کدخدازاده
 
تاریخ تولد :1344/06/04
 
تاریخ شهادت : 1365/07/29
 
محل شهادت : نامشخص
 
محل آرامگاه :خراسان شمالی - اسفراین – کوشکی
==وصیت نامه:==
(بسم رب الشهداء و الصديقين)
 
خدايا! تو شاهدى و ناظرى و رحمن و رحيمى و ستار العيوبى و علام الغيوبى، تو مهربان تر از هر پدر و مادرى و مرا آفريدى و خلق كردى تا در راهت و در سير و مسير الى الله ات گام بردارم. پدر، مادر، همسر، برادر، خواهر و حتى زر و زيور و مال دنيا عزيز است، اما تو از همه عزيزترى.
اكنون كه آمده ام در راه ميهن و اسلام و قرآن و دفاع از ناموس و شرف خدمت نمايم، لذا وظيفه سنگين و مهمى بر دوش دارم كه در اين موقعيت حساس خودم را به پروردگارم بيمه كنم و مانند شمع بسوزم تا به اطرافم و ديگران روشنایی بخشم چون عمر دنيا مثل مسافرتى است كه زودگذر است و بايد به جهان ابديت برويم، آخرتى كه تمام تلاش، جديت، كوشش، بندگى، فروتنى و ايمان كامل راه رسيدن آن است، به خاطرم آمد از خواجه عبدالله انصارى كه در مناجاتش آمده:
 خدايا هر كه تو را شناخت جان را چه كند *** فرزند و عيال و خانمان را چه كند ديـــــوانه كنى هـــر دو جهانش بخشى *** ديوانه تو هر دو جهان را چه كند 
آرى دنياى ما جاى امتحان و محل آزمايش است، اگر ما بندگان خدا در اين دنيا اعمالمان نيك، خوب و مورد رضايت خداوند متعال بود، معلوم است كه در آن دنيا در بهشت برين جاى خواهيم داشت.
يادم آمد از شعر زيباى شاعر كه فرموده :
 من ملك بودم و فردوس برين بود جايم بود *** آدم آورد بدين دير خراب آبادم 
پدر و مادرم! اگر خدا خواست و دعوتم را لبيك گفت و شهادت نصيب من شد، شما برايم گريه و زارى نكنيد و گريه و زارى شما در عزادارى آقايم اباعبدالله الحسين(علیه السلام) باشد .
و اما برادرم! پدر و مادر را فراموش نكنيد، مبادا لحظه اى آنها را ناراحت كنيد، فقط راه خدا، قرآن و اسلام را در پيش بگيريد و نماز را سر موقع بخوانيد كه خداوند سر موقع به شما كمك مى كند و تنها سعى و تلاش شما اين باشد كه فرمايشات حضرت امام خمينى اين امام پيامبرگونه را انجام دهيد و راه مرا ادامه دهيد.
گمان نبريد هر كس شهيد بشود از بين رفته و از دار دنيا مى رود، نه به خدا قسم شهداء زنده اند و هستند ولى ما آنها را نمى بينيم. همان گونه كه هزاران هزار سال از شهادت ابا عبدالله الحسين(علیه السلام) مى گذرد كه يزيد زمان با عمل شوم و ننگين خود خواست ريشه دين و امامت را از بين ببرند، ولى به خواست خداوند هنوز كه هنوز است براى ابا عبدالله الحسين(علیه السلام) عزادارى مى كنند ولى از يزيد و يزيديان اسمى جز لعن و لعنت نيست.
اما پدرم! مادرم و همسرم را به شما مى سپارم و شما را به خداى بزرگ، مى دانم پدرجان تو با چه خون دلى مرا بزرگ كردى، با كارگرى، كشاورزى و زحمت كشى درختى را كاشتى كه روزى در سايه آن بنشينى و استراحت كنى، اما خواست، خواست آفريدگار است، زحمتت بى اجر نيست، بدان كه خداوند خيلى شما را دوست دارد و خواهد داشت.
 
مبادا خداى نكرده برايم گريه كنى، هميشه شاد، شادمان و سرحال و مسرور باش، تا دشمنان انقلاب بميرند، خيال نكنند كه شما ناراحتى. اگر من شهيد شدم، برادران ديگرم را به دنبالم بفرست كه من در بهشت رضوان منتظر آنها هستم و اگر آنها هم شهيد شدند، خودت اسلحه مرا بر زمين نگذار، راه امام عزيز، خمينى بت شكن را ادامه بده كه خواست خداست.
 
و اما مادرم! تو بايد زينب وار صبور باشى و صبر را پيشه خود سازى و هرگز ناراحت نباشى، فقط به همسرم دلدارى بده، مبادا تو غصه بخورى كه زحمتت را به هدر بدهى، چون تو در پيش فاطمه زهرا(سلام الله علیها) اجر زيادى خواهيد داشت. شب هاى جمعه بر روى مزارم با اشك چشمانت مزارم را شستشو كن.
مادرجان! تا جان در بدن داريم همه و همه مان بايد جان و مال خود را فداى رهبر عزيز و گرانقدر، خمينى بت شكن كنيم.
ديگر وقت ندارم و عازم خط مقدم جبهه هستم، وقت شما را نمى گيرم، اگر خدا خواست شهيد شدم مرا در جوار ملكوتى شاهزاده جعفر، امامزاده كوشكى دفن نمایيد و بيرق و پرچم خونين مرا بر فراز مزارم بلند نمایيد تا از نسيم نرم و گرم فصول سال در نمايش ديد امت شهيدپرور كه نشانگر آن باشد که جان فداى رهبر، دين، اسلام، قرآن و در راه خدا اين چنین است.
 
در پايان همه شما را به خدا قسم مى‌دهم تا جان در بدن داريد به رهبر عزيز، حضرت امام خمينى اين پيامبر زمان دعا كنيد كه خداوند عمر طولانى عطا فرمايد.
برادرم! خواهرم! همسرم! هرگز امام را فراموش نكنيد.
خدا يار و نگهدار شما.
 
خداحافظ شما.
 
جانم فداى رهبر
 
جانم فداى ميهن، اسلام و رهبر. تا جان در بدن ماست، خمينى رهبر ماست
 
الله اكبر خمينى رهبر
 
از آسمان و از زمين گر خون ببارد راه حسين بن على ادامه دارد
 
تــــــــا خون در رگ مـاست خمينى رهـــــــبر مــــاست
 
جانم فداى خمينى عزيز؛
شهادت آرزوى من است.
حقير شما محمد على كدخدازاده
در تاريخ 1365/06/06
محل خدمت شهرستان بانه، استان كردستان<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38185 سایت شهدای ارتش]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery> Image:1614202KAKA002-001.jpg  </gallery>
منبع:سایت شهدای ارتش==پانویس==http:<references //ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38185>
۷۵۱
ویرایش