ویرایش‌ها

شهید علیرضا پیرنظری آلنی

۲ بایت حذف‌شده، ‏۳۰ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۲
==زندگی نامه==
 
شهید علیرضا پیر نظری در سال 1335 در آلنی دیده به جهان گشود. دوران کودکی خود را در کنار پدر بزرگوارش به کشاورزی و دامداری پرداخت. در دوره ابتدایی ترک تحصیل کرد تا بهتر بتواند در امور کشاورزی و دامداری یاور پدر باشد. او در جوانی با یکی از خانواده های محترم وصلت نمود و حاصل این ازدواج یک فرزند پسر است که فعلاً در حال تحصیل عالی در دانشگاه می باشد.
شهید پیر نظری دوران خدمت سربازی را در سال 1356 به پایان رسانید و به شغل بنایی روی آورد او تنها نان آور خانواده بود چرا که پدرش به علت بیماری و پیری قادر به کار نبود و سایر برادران نیز کوچک تر و محصل بودند. با بروز جنگ در سال 1359 که دوره های احتیاط سال 1356 را به خدمت فرا خواندند عليرضا در تهران به بنایی مشغول بود لذا به سرعت به زادگاه خود مراجعه كرد و با معرفی خود به یگان مربوطه به مناطق جنگی اعزام شد.
در طول خدمت خویش بارها به مرخصی آمد و از خیانت های بنی صدر و عمال ضد انقلاب در نیروهای نظامی واقعيت هايي نقل می کرد.اين شهید گرامي در آخرین دوره خدمت در منطقه دزفول و در حاشیه رودخانه کرخه حضور داشت که در درگیری با دشمن به شهادت رسید. پیکر پاک او را تا آرامگاه ابدی در قبرستان قدیمی آلنی تشییع كردند که با شکوهترین و عظیم ترین تشییع جنازه آلنی تا آن روز بود به علت این که پس از او مزار شهدای جدیدی در محل دیگر ایجاد شد بر اساس فتوای اهل شریعت پیکر این شهید را چند سال بعد به جمع شهدای گلزار شهیدان آلنی انتقال دادند.
×زندگی زندگی نامه بعدی
« زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست » امام خامنه ای
شهید علیرضا پیر نظری در سوم خرداد ماه یک هزاروسیصدو سی و پنج از پدری کشاورز به نام ید اله و مادری مومنه به نام ارکنار حسن زاده در روستی آلنی زادگاه حضرت آیت اله مشگینی از توابع شهرستان مشگین شهر دیده به جهان شود و در بین 4 برادر و 3 خواهر خود دومین فرزند خانواده محسوب می شد به دلیل وضعیت بد مالی شهید بعد از کلاس سوم ابتدایی نتوانست ادامه تحصیل بدهد برای دستگیری پدرش در مخارج زندگی با رضایت خویش دوران کودکی و نصف نوجوانی خود را با چوپانی سپری نمود و بعد با کارری پیش بناهای گچ بری توانست این حرفه (گچ بری ) را فرا گیرد علیرضا در تاریخ 1358/08/08 با سرکار خانم بصیرت طالبی ازدواج کرد ثمره 15 ماه زندگی مشترک غلامحسن پیر نظری است که زمان شهادت پدرش 6 ماه بیشتر نداشت. علیرضا در تاریخ 1359/09/18 از طریق ارتش جهت گذراندن دوره مقدس سربازی عازم جبهه های حق علیه باطل شدند محل خدمت شهید لشر 21 پیاده حمزه تبریز بود ایشان به عنوان رزمنده به مدت 2 ماه ایفای وظیفه می نمود سرانجام در تاریخ 1359/11/22 در دریری با نیروهای بعثی عراق بر اثر موج انفجار خمپاره و ضربه مغزی در پل کرخه به درجه رفیع شهادت نایل آمد.وپیکر پاکش پس از یک هفته در گلزرا شهدای روستای آلنی (ثار اله) خاکسپاری شد. روحش شاد ویادش گرامی باد
وقتی شهید در سال 1359 عازم جبهه بودند. به من گفتند: دو چیز را هیچ وقت فراموش نکن، احترام به پدر و مادرم و دوم درست تربیت کردن فرزندم. به ایشان گفتم: مگر قرار است چه اتفاقی بیفتد که اینطور حرف می زنی، این هم مثل خدمت سربازیت که بعد از 3 ماه به خانه باز خواهی گشت گفتند: این دوره با خدمت سربازی خیلی فرق می کند چون به جنگ رژیم بعثی عراق می روم و شاید در این مدت کم کشته شدم و کاری به این کارها نداشته باش، فقط گفته هایم را خوب عملی کن.
×خاطرات خاطرات بعدی
علیرضا بعد از خدمت سربازی برای کار به تهران رفته بود که بعد از چند ماهی از پسر عموی خود پیام فرستاده بود تا از فلان دختری برایش خواستاری کنیم. ما که سالها در انتظار چنین روزی بودیم، شب همان روز به همراه پدر شهید و چند تن از بزرگان فامیل به خواستگاری دختر آقای طالبی رفتیم و همان شب نیز تاریخ عقد و عروسی را انتخاب کردیم.
×خاطرات خاطرات بعدی  
علیرضا از خاطرات خدمت سربازیش چنین می گفت: خدمت سربازیم مصادف بود با دوران انقلاب اسلامی، که اکثر افسران و درجه داران ارتش نیز از کارها و خیانتهای رژیم طاغوت خسته شده بودند. ولی از ترس شکنجه و کشته شدن حرفی نمی زدند، بعد از پایان خدمت سربازیم در تهران کار می کردم که زمان اوج انقلاب بود، سعی می کردم زودتر کارم را تمام کنم و در صف تظاهرات قرار گیرم، به همراه چند تن از دوستانم روزها در تظاهرات شرکت می کردیم و شبها نیز علیه رژیم شاه روی دیوارهای شهر شعار می نوشتیم و نیز عکس و اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) را در بین خانه های شهر پخش می کردیم.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5768 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
۷۵۱
ویرایش