- به یاد دارم هنگامی شوهرم تصادف کرده بود و نمی توانست کار کند همین که برادرم غلام علی این قضیه تصادف شوهرم را فهمیده بود سریع خودش را اینجا رسانده بود و می گفت اگر کاری دارید مشکلی پیش آمده به من بگویید من در خدمت شما هستم در این مدتی که شوهرم بیکار بود ایشان با تمام مهربانی وسخاوت ما را در کارها یاری می رساند .
- دخترم خوابی دیده بود که اینگونه برایم نقل کرد خواب دیدم که در حرم امام رضا ( ع ) هستم که در آنجا جعبه های زیادی از شهداء بود و روی جعبه های تابوت عکس هایی زده بودند که همه سید بودند و عکس عمو غلامعلی هم دربین آنها بود . بعد ما جعبه ها را بلند کردیم که تشییع کنیم دیدیم خیلی سبک بود . که ازخواب بیدار شدم . طولی نکشید که خبر شهادت برادرم غلامعلی را آوردند . وقتی که به حرم امام رضا ( ع ) رفتیم دیدیم اتفاقاً اکثر شهداء سید اولاد پیغمبر بودند و شهید هم میان آنها بود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10107 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==منبع سایت یاران رضا http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10107>