شهید مصطفی رضوانی منظری: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «تاریخ تولد : نام : مصطفی محل تولد : تربت حیدریه نام خانوادگی :...» ایجاد کرد) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
خاطرات | خاطرات | ||
| − | وقتی مصطفی تصمیم گرفته بود به جبهه برود پدرم با رفتنش موافق نبود و فرم رضایت نامه او را امضاء نمی کرد. مصطفی به نزد مادرم آمد و بیش از حد اصرار کرد تا به جای پدرم فرم جبهه را امضاء کند پس از اصرار زیاد او من به جای پدرم فرم او را امضاء کردم و به مشهد رفت تا به جبهه اعزام شود. ولی به خاطر اینکه سنش کم بود با رفتنش مخالفت شده بود ولی چون عشق و علاقه زیادی به جبهه داشت به زور سوار ماشین شده بود و بدون اینکه پرونده ای تشکیل بدهد به جبهه رفت. | + | وقتی مصطفی تصمیم گرفته بود به جبهه برود پدرم با رفتنش موافق نبود و فرم رضایت نامه او را امضاء نمی کرد. مصطفی به نزد مادرم آمد و بیش از حد اصرار کرد تا به جای پدرم فرم جبهه را امضاء کند پس از اصرار زیاد او من به جای پدرم فرم او را امضاء کردم و به مشهد رفت تا به جبهه اعزام شود. ولی به خاطر اینکه سنش کم بود با رفتنش مخالفت شده بود ولی چون عشق و علاقه زیادی به جبهه داشت به زور سوار ماشین شده بود و بدون اینکه پرونده ای تشکیل بدهد به جبهه رفت.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10188 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10188 | + | ==رده== |
| + | {{ترتیبپیشفرض:مصطفی رضوانی منظری}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان تربت حیدریه]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۳
تاریخ تولد : نام : مصطفی محل تولد : تربت حیدریه نام خانوادگی : رضوانیمنظری تاریخ شهادت : 1361/05/08 نام پدر : محمدرضا مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات وقتی مصطفی تصمیم گرفته بود به جبهه برود پدرم با رفتنش موافق نبود و فرم رضایت نامه او را امضاء نمی کرد. مصطفی به نزد مادرم آمد و بیش از حد اصرار کرد تا به جای پدرم فرم جبهه را امضاء کند پس از اصرار زیاد او من به جای پدرم فرم او را امضاء کردم و به مشهد رفت تا به جبهه اعزام شود. ولی به خاطر اینکه سنش کم بود با رفتنش مخالفت شده بود ولی چون عشق و علاقه زیادی به جبهه داشت به زور سوار ماشین شده بود و بدون اینکه پرونده ای تشکیل بدهد به جبهه رفت.[۱]