ویرایشها
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = علی اصغر اصغری
|تصویر = jpg12 KBInsert link
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
او در پاسخ به اینکه چقدر منتظر پیکر پدر شهیدش بوده است، می گوید: اگر بگویم که منتظر نبوده ام حقیقت ندارد و نمی شود. اما با توجه به شرایط شهادت پدرم، وضعیت ایشان در خاک عراق و فاصله ای که داشته، اطلاع داشتیم؛ وقتی سالها گذشت و زمان طولانی شد تا این اواخر به عنوان یک شهید گمنام به ایشان نگاه می کردم و پدرم را در میان شهدای گمنام حس می کردم. حقیقتا فکر نمی کردم بعد از این همه مدت مستقیماً با پیکر پدرم رو به رو شوم.
گمنامی یکی از علایق پدرم بود/در خواست خودش بود آنچه که«هست» درک نشود
فرزند شهید تازه تفحص شده تهرانی در پاسخ به اینکه در این مدت چه کسی بیشتر منتظر شهید اصغری بوده است، توضیح می دهد: من که از دل اقوام خبر ندارم اما فک می کنم پدر و مادر چشم انتظاری خاص خودشان را دارند. فکر می کنم مادرم طی این سالها بیشتر از هر کسی چشم انتظار پدرم بوده و با ایشان زندگی کرده است یعنی اوایل سال 60 با هم ازدواج کردند و پدرم در سال 62 به شهادت رسید اما سال ها پس از شهادت را همه به یاد پدرم زندگی کرد. به نظر من چون اعتقاد این است که شهدا زنده هستند نگاه چشم انتظاری صرف برای بازگشت پیکر سطحش پایینتر از آن است که فرد لحظه به لحظه زندگیش را با شهدا بگذراند و با آنها زندگی کند.
علی اصغر اصغری که نام پدر شهیدش را بر او نهاده اند، تصویری از پدر ندارد اما کمک او را در زندگیش حس کرده و معتقد است ارتباط با پدر همیشگی مانده. او در این رابطه می گوید: قبل از ازدواج درموقعیت های فردی و بعد از ازدواج در موقعیت های زندگی حضور پدرم را با تمام وجود لمس کرده ام. در دوران بچگی و نوجوانی چندبار خوابشان را دیده بودم؛ دیگر سالهاست که به خوابم نیامده اند. اما از نظر معنوی، حضور ایشان را حس می کنم اگر جایی هم باشد که حس نکرده ام به خاطر دوری خودم بوده است.ایشان همیشه هست پیگیر همه چیز، و هوای ما را دارد. این به من ثابت شده است.
==پانویس==
<references />