ویرایش‌ها

شهید رضا تمیز

۳۸۷ بایت اضافه‌شده، ‏۶ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۱
• شبی خواب دیم که در یک صحنة جنگ هستم و به من گفت: بر خیز و برو در جنگ شرکت کن به نظرم آمد آن شخص امام سجاد (ع) بودند و ناگهان متوجه یک سر شدم که از بدن جدا شده بود و احساس کردم آن سر سرور آزادگان حسین بن علی (ع) است. گفتند: آن سر را دفن کن و در حال کندن زمین متوجه شدم آن سر به یک گل زرد تبدیل شد و من آن گل را دفن کردم در این خواب برای من محو و آشکار شد که تا آخرین قطرة خونم باید از امام زمان(عج) و نائب به حقش دفاع نمایم و من شهید خواهم شد و بر نخواهم گشت.
• شوهرم به نماز اول وقت خیلی اهمیت می داد. یک شب اذان شروع شد ، زمستان بود ، زود وضو گرفت و گفت اگر نماز جماعت می آیی برویم مسجد ؛ او راه افتاد و من هم پشت سرش ، تقریبا می دویدیم ، یکی از همسایه ها که آن جلوتر بود فکر کرد ما دعوایی چیزی کردیم ، آمد جلو و دستهاشو باز کرد و گفت چیه ؟ گفتم هیچی حاج آقا الان نماز را می بندند و بعد دستهایش را جمع کرد و معذرت خواست و رفت کنار ، شهید همیشه از این خاطره یاد می کرد.
• مرتبة آخری که شوهرم مرخصی آمده بود حالت دیگری پیدا کرده بود ، حرفهایی می زد که قبلا هرگز نمی گفت ؛ روز 18 اسفند خداحافظی کرد و رفت به جبهه ، خیلی دلولپس شدم ، شب شد خوابم نمی برد ، شب از نیمه شب گذشت ، بالاخره خوابم برد ، در عالم خواب دیدم که دندانم کنده شده و توی دستم گرفتمش ، گفتم : اینکه سالم است پس چرا کنده شده ؟ از خواب پریدم و خیلی ترسیده بودم ، تا صبح خوابم نبرد ، گفتم : هر اتفاقی باشد می افتد ، طولی نکشید ، 18اسفند شوهرم رفت و 21 اسفند در عملیات به شهادت رسید.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5332 سایت یاران رضا]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
</gallery>
منبع سایت یاران رضا==پانویس==http:<references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID> =5332= رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض:رضا_تمیز}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ]] [[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی ]][[رده: شهدای شهرستان فریمان ]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش