شهید حسین علی حسین پور: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید: 6404672 تاریخ تولد : نام : حسین‌علی‌ محل تولد : تربت ‌حیدریه...» ایجاد کرد)
 
 
(۶ نسخه‌های متوسط توسط ۵ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
+
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
کد شهید:    6404672    تاریخ تولد :   
+
|نام فرد                = حسین علی حسین پور
نام :   حسین‌علی‌    محل تولد :    تربت ‌حیدریه
+
|تصویر                  =
نام خانوادگی :    حسین‌پور    تاریخ شهادت :    1364/12/07
+
|توضیح تصویر            =
نام پدر :    محمدحسین‌    مکان شهادت :   
+
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
 
+
|شهرت                  =
تحصیلات :    نامشخص    منطقه شهادت :   
+
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
شغل :        یگان خدمتی :   
+
|تولد                   =  [[ تربت حیدریه]]
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
+
|شهادت                 = [[۱۳۶۴/۱۲/۷]]
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
+
|وفات                  =
گلزار :   
+
|مرگ                    =
 +
|محل دفن                =
 +
|مفقود                  = 
 +
|جانباز                =
 +
|اسارت                  =
 +
|نیرو                  =
 +
|یگانهای خدمت          =
 +
|طول خدمت              =
 +
|درجه                  =
 +
|سمت‌ها                  = رزمنده 
 +
|جنگ‌‌ها                  = [[جنگ ایران و عراق]]
 +
|نشان‌های لیاقت          =
 +
|عملیات‌              =
 +
|فعالیت‌ها              =
 +
|تحصیلات                 =
 +
|تخصص‌ها                =
 +
|شغل                   =
 +
|خانواده                = نام پدر[[محمد حسین]]
 +
}}
 +
   
 
خاطرات
 
خاطرات
    خواب و رویای دیگران درمورد شهید
+
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
 
موضوع    خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
 
موضوع    خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
 
راوی    عصمت انوری
 
راوی    عصمت انوری
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
یکشب خواب دیدم که توی کوچه حرکت می کنم به آقایی رسیدم که چهره نورانی و زیبایی داشتند. آن آقا گفت: مادر جان خداوند به شما فرزندی پسر عطا خواهد کرد. گفتم: آقا یک نشانی به من بدهید تا مطمئن شوم. گفتند: اسمش را حتماً حسینعلی بگذارید و یک چاقو با دسته ای بزرگ ودم کوچک به من داد. پرسیدم ببخشید آقا شما کیستید؟ گفت: من امام زمان هستم. آن چاقورا به طاقچه خانه ات بگذار حتما فرزندت پسر خواهد بود. صبح همان روز که از خواب برخاستم و خوابم را برای روحانی محل تعریف کردم. ایشان گفتند: خداوند به شما پسر با ایمانی می دهد و او را درجوانی از شما می گیرند من بسیار ناراحت شدم. بعد از دو شب دوباره خواب دیدم که در صحرای کربلا هستم و یاران امام حسین (ع) با یزیدیان می جنگند. امام حسین نزدیک من آمد و گفت: بی بی بیا تا یک اسب به شما بدهم , من سوار بر اسب شدم و در حالیکه دور می زدم دیدم که حضرت اباالفضل پیاده می جنگد. من اسب را به امام حسین دادم و از خواب بیدار شدم و دوباره پیش روحانی رفتم و تعبیر خوابم را از او خواستم که گفت: فرزند شما در راه اسلام جانش را فدا خواهد کرد و به شهادت می رسد.
+
یکشب خواب دیدم که توی کوچه حرکت می کنم به آقایی رسیدم که چهره نورانی و زیبایی داشتند. آن آقا گفت: مادر جان خداوند به شما فرزندی پسر عطا خواهد کرد. گفتم: آقا یک نشانی به من بدهید تا مطمئن شوم. گفتند: اسمش را حتماً حسینعلی بگذارید و یک چاقو با دسته ای بزرگ ودم کوچک به من داد. پرسیدم ببخشید آقا شما کیستید؟ گفت: من امام زمان هستم. آن چاقورا به طاقچه خانه ات بگذار حتما فرزندت پسر خواهد بود. صبح همان روز که از خواب برخاستم و خوابم را برای روحانی محل تعریف کردم. ایشان گفتند: خداوند به شما پسر با ایمانی می دهد و او را درجوانی از شما می گیرند من بسیار ناراحت شدم. بعد از دو شب دوباره خواب دیدم که در صحرای کربلا هستم و یاران امام حسین (ع) با یزیدیان می جنگند. امام حسین نزدیک من آمد و گفت: بی بی بیا تا یک اسب به شما بدهم , من سوار بر اسب شدم و در حالیکه دور می زدم دیدم که حضرت اباالفضل پیاده می جنگد. من اسب را به امام حسین دادم و از خواب بیدار شدم و دوباره پیش روحانی رفتم و تعبیر خوابم را از او خواستم که گفت: فرزند شما در راه اسلام جانش را فدا خواهد کرد و به شهادت می رسد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6847 سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6847
+
 
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۹

حسین علی حسین پور
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد تربت حیدریه
شهادت ۱۳۶۴/۱۲/۷
سمت‌ها رزمنده
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدرمحمد حسین


خاطرات خواب و رویای دیگران درمورد شهید موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی عصمت انوری متن کامل خاطره

یکشب خواب دیدم که توی کوچه حرکت می کنم به آقایی رسیدم که چهره نورانی و زیبایی داشتند. آن آقا گفت: مادر جان خداوند به شما فرزندی پسر عطا خواهد کرد. گفتم: آقا یک نشانی به من بدهید تا مطمئن شوم. گفتند: اسمش را حتماً حسینعلی بگذارید و یک چاقو با دسته ای بزرگ ودم کوچک به من داد. پرسیدم ببخشید آقا شما کیستید؟ گفت: من امام زمان هستم. آن چاقورا به طاقچه خانه ات بگذار حتما فرزندت پسر خواهد بود. صبح همان روز که از خواب برخاستم و خوابم را برای روحانی محل تعریف کردم. ایشان گفتند: خداوند به شما پسر با ایمانی می دهد و او را درجوانی از شما می گیرند من بسیار ناراحت شدم. بعد از دو شب دوباره خواب دیدم که در صحرای کربلا هستم و یاران امام حسین (ع) با یزیدیان می جنگند. امام حسین نزدیک من آمد و گفت: بی بی بیا تا یک اسب به شما بدهم , من سوار بر اسب شدم و در حالیکه دور می زدم دیدم که حضرت اباالفضل پیاده می جنگد. من اسب را به امام حسین دادم و از خواب بیدار شدم و دوباره پیش روحانی رفتم و تعبیر خوابم را از او خواستم که گفت: فرزند شما در راه اسلام جانش را فدا خواهد کرد و به شهادت می رسد.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا