ویرایش‌ها

شهید مهدی دانشجو

۳۰ بایت اضافه‌شده، ‏۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۲
یک شب مهدی من و چند تن از دوستانش را به خانه اش دعوت کرد و شام یک غذای مختصر و بدور از تشریفات ( اشکنه کشک ) تهیه کرده بود که این عمل او برای همه ما جالب و خوب بود .
یک روز یکی از اقوام به مهدی گفت : یک مقداری هم به فکر خودت و زندگیت باش ، شما به اندازة کافی به جبهه رفته اید . حالا نوبت بقیه است . او با همان لبخند همیشگی که بر لب داشت گفت : ما می رویم تا آنهایی که معذوریت دارند و نمی توانند در جبهه حضور پیدا کنند خیالشان راحت باشد که اسلام بی یاور نمی ماند .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8580 سایت یاران رضا]</ref>
منبع: سایت یارا ن رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8580=پانویس== <references/>
۱٬۴۲۱
ویرایش