شهید علی اصغر سوگندی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Dorostkar98 (بحث | مشارکتها) (پانویس) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | کد شهید: 6520449 | + | کد شهید: 6520449 |
| − | نام : علیاصغر | + | |
| − | + | نام : علیاصغر | |
| − | + | ||
| − | + | نام خانوادگی: سوگندی | |
| − | + | ||
| + | نام پدر: رمضانعلی | ||
| + | |||
| + | محل تولد : نیشابور | ||
| + | |||
| + | تاریخ شهادت : 1365/04/13 | ||
| + | |||
| + | تحصیلات : نامشخص | ||
| + | |||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| − | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرماندهدستهـ ادوات | + | |
| + | نوع عضویت : سایر شهدا | ||
| + | |||
| + | مسئولیت : فرماندهدستهـ ادوات | ||
| + | |||
گلزار : بهشتفضل | گلزار : بهشتفضل | ||
| − | خاطرات | + | |
| − | شهید در خوابگاهش مشغول استراحت بود که خواب می بیند کسی میوه ای به او تعارف می کند و اصرار دارد که این میوه را بگیرد. در حین این که خواب بودند. برمی خیزند که میوه را بگیرند و چند قدمی هم راه می روند. بعد از چند لحظه ای در همان مکانی که شهید اول خوابیده بود انفجاری صورت می گیرد ولی به ایشان آسیبی نمی رسد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11906 سایت یاران رضا]</ref> | + | ==خاطرات== |
| + | شهید در خوابگاهش مشغول استراحت بود که خواب می بیند کسی میوه ای به او تعارف می کند و اصرار دارد که این میوه را بگیرد. در حین این که خواب بودند. برمی خیزند که میوه را بگیرند و چند قدمی هم راه می روند. بعد از چند لحظه ای در همان مکانی که شهید اول خوابیده بود انفجاری صورت می گیرد ولی به ایشان آسیبی نمی رسد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11906 سایت یاران رضا] </ref> | ||
| + | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references/> | + | <references /> |
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۲
کد شهید: 6520449
نام : علیاصغر
نام خانوادگی: سوگندی
نام پدر: رمضانعلی
محل تولد : نیشابور
تاریخ شهادت : 1365/04/13
تحصیلات : نامشخص
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : فرماندهدستهـ ادوات
گلزار : بهشتفضل
خاطرات
شهید در خوابگاهش مشغول استراحت بود که خواب می بیند کسی میوه ای به او تعارف می کند و اصرار دارد که این میوه را بگیرد. در حین این که خواب بودند. برمی خیزند که میوه را بگیرند و چند قدمی هم راه می روند. بعد از چند لحظه ای در همان مکانی که شهید اول خوابیده بود انفجاری صورت می گیرد ولی به ایشان آسیبی نمی رسد.[۱]