گلزار :
خاطرات:
زمانیکه همسرم حسن آقا به جبهه رفته بود یک شب در عالم خواب دیدم در حال بافتن یک چادر شبى هستم که مشکى است از خواب که بیدار شدم با خود گفتم حتماً حسن به شهادت رسیده است صبح رفتم از رزمندگانى که از جبهه برمىگشتند و به روستا آمده بودند سراغ همسرم را گرفتم اما کسى جواب درست و حسابى به من نداد و شکّم بیشتر شد که شهید شده اما هنوز جنازهاش را برایمان نیاوردهاند.منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11757سایت یاران رضا] </ref>
==پانویس==
<references />
== ردهها ==