ویرایش‌ها

شهید براتعلی سلیمانی

۳۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۶
گلزار : شهدا
خاطرات:
بعد از شهادت برادرم براتعلی یکشب در حالیکه در غم فراق از دست دادنش مشغول گریه کردن بودم به خواب رفتم . در عالم خواب دیدم منزل برادرم را در یک شهر بزرگ که گویا آن شهر برایم نا شناخته است جستجو کردم و دیدم که آنجا خیلی شبیه یک مکان مقدسی است که مسجدی بزرگ با مناره های بلند سر به فلک کشیده به نظر می آمد و مردم دسته دسته از آن بیرون می آمدند و من به یک فرد با ظاهری آراسته و مذهبی گفتم: ببخشید شما نمی دانید منزل برادرم براتعلی کجاست؟ و آن فرد در جوابم گفت: همینجا منزل برادر شماست،من با تعجب گفتم: اینجا. گفت: بله، در عالم خواب دیدم که در سر درب آن مکان شبیه به مسجد نوشته شده ( لَََن تَنالُ البِرّحتی تُنفِقُو ممّا تُحِبُون) وبعد از خواب بیدار شدم.منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11715سایت یاران رضا] </ref>  ==پانویس== <references />
۲٬۱۷۷
ویرایش