ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید سید ابوالفضل سجادی خور

۹۸۷ بایت اضافه‌شده، ‏۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۴
کد شهید {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد =سید ابوالفضل سجادی خور|تصویر = |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: 5905521 پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[مشهد]]|شهادت = [[۱۳۵۹/۱۰/۲۸]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها = |جنگ‌‌ها = |نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = |فعالیت‌ها = |تحصیلات = |تخصص‌ها = |شغل = |خانواده =}}
نام : سیدابوالفضل‌
نام خانوادگی : سجادی‌خور  نام پدر : حبیب‌ تاریخ تولد: محل تولد: مشهد تاریخ شهادت: 1359/10/28  مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است . نوع عضویت : سایر شهدا  ==خاطرات:==
خواب دیدم من و شهید و پسر دیگرم از زیارت برمی گشتیم . داخل یک باغ یک دو طبقه ساختمان شیک و زیبایی می ساختند . شهید دستش را گرفت و به طبقه بالا رفت . گفتم بیا . گفت : می آیم . قدری گذشت، خبری نشد . من رفتم داخل ساختمان، هر چه جستجو کردم پیدایش نکردم، گفتم : ابوالفضل نیست . پسرم گفت : آقاجان خودش می آید و از خواب بیدار شدم .
خواب دیدم باغ خیلی بزرگی داریم، داخل باغ رفتم . ابوالفضل نیز بود، چند تا درخت گل بسیار معطر و خوش بو بودند ابوالفضل که می دانستم شهید شده است روی شانه ام می زد و می گفت هر چه این از گل های معطر می خواهی برای خودت بچین . روسری را پر از گل کردیم . گفت : بس است؟ گفتم : بس است، برویم مادرجان . گفت : برو اینها را به محمد بده من اینجا هستم، هر چه اصرار کردم خودش نیامد ولی مرا فرستاد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11356 سایت یاران رضا]</ref>
منبع : سایت یاران رضا http:==پانویس== <references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID>=11356=رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض:سید_ابوالفضل_سجادی_خور}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان مشهد]]
۲٬۱۷۷
ویرایش